بازسازی صنایع آسیب‌دیده از جنگ

 یکی از مهم‌ترین مولفه‌های اثرگذار در فرآیند بازسازی، طراحی و اجرای سازوکارهای بهینه تامین مالی است. هرچند انتخاب ابزار مناسب باید به‌صورت موردی و متناسب با ویژگی‌های هر شرکت انجام شود، اما میان بسیاری از شرکت‌های آسیب‌دیده یک وجه مشترک وجود دارد: تغییر معنادار در جریان‌های نقدی عملیاتی نسبت به دوران پیش از جنگ. کاهش تولید و افت فروش موجب شده است که استفاده از الگوهای متعارف تامین مالی، بدون در نظر گرفتن شرایط جدید، کارآیی لازم را نداشته باشد.  در این میان، اتکای صرف به ابزارهای بدهی -از جمله انتشار اوراق صکوک- در صورتی که بدون توجه به توان بازپرداخت و جریان‌های نقدی آتی شرکت‌ها صورت گیرد، می‌تواند ریسک‌های قابل‌توجهی ایجاد کند. افزایش اهرم مالی در دوره افت درآمد، احتمال بروز ریسک نقدینگی و نکول را بالا می‌برد و حتی می‌تواند به شکل‌گیری زنجیره‌ای از ناتوانی در ایفای تعهدات بین بازیگران مختلف منجر شود؛ پدیده‌ای که در نهایت ثبات مالی را تهدید می‌کند. 

بر این اساس، پیشنهاد می‌شود در صورت استفاده از اوراق صکوک، طراحی این ابزارها با انعطاف‌پذیری بیشتری همراه باشد. به‌کارگیری اوراق دارای دوره تنفس، اوراق با سررسید بالا، اوراق قابل‌تبدیل به سهام در سررسید می‌تواند بخشی از فشار بازپرداخت را از دوش شرکت‌ها بردارد. در این ساختار، دارندگان اوراق امکان خواهند داشت در سررسید، به‌جای دریافت اصل بدهی، نسبت به تبدیل آن به سهام اقدام کنند و به این ترتیب، سطح بدهی شرکت نیز کاهش یابد. همچنین، انتظار می‌رود نهادهای ناظر بازار سرمایه، به‌ویژه سازمان بورس، صدور مجوز برای چنین ابزارهایی را در دستور کار قرار دهند.

 در حوزه تضمین این اوراق نیز می‌توان با رویکردی نوآورانه عمل کرد. تشکیل کنسرسیومی از بانک‌ها با پشتوانه دولت، به‌منظور توزیع ریسک و تسهیل فرآیند ضمانت، یکی از راهکارهای پیشنهادی است که می‌تواند اعتماد سرمایه‌گذاران را افزایش دهد. در کنار ابزارهای بدهی، استفاده از ابزارهای مبتنی بر سرمایه نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. ایجاد شرکت‌های پروژه از طریق تفکیک (Spin-off) خطوط تولید آسیب‌دیده، هلدینگ پروژه یا تاسیس صندوق‌های پروژه، از جمله گزینه‌های قابل‌توجه در این زمینه است. با این حال، یکی از چالش‌های اصلی این ابزارها، جذب سرمایه‌گذار است.

برای رفع این چالش، طراحی مشوق‌هایی همچون اعطای اختیار فروش سهام با نرخ مشخص به سرمایه‌گذاران می‌تواند نقش موثری در افزایش جذابیت سرمایه‌گذاری ایفا کند. به‌رغم ظرفیت‌های بالقوه بازار سرمایه، باید اذعان کرد که این بازار به‌تنهایی توان تامین مالی گسترده شرکت‌های آسیب‌دیده را ندارد و همکاری نزدیک با شبکه بانکی و بازار پول ضروری است. در این راستا، شبکه بانکی می‌تواند با ورود فعال به فرآیند تامین مالی، از ابزارهای متنوع بازار سرمایه نیز بهره‌برداری کند. البته تحقق این هدف مستلزم رفع برخی موانع قانونی، از جمله محدودیت‌های مرتبط با سرمایه‌گذاری بانک‌ها در سهام، توسط نهادهای قانون‌گذار است.  در مجموع، بازسازی موثر صنایع آسیب‌دیده نیازمند رویکردی ترکیبی، منعطف و هماهنگ میان بازار پول، بازار سرمایه و سیاستگذاران است. تنها از طریق چنین نگاهی می‌توان ضمن کاهش ریسک‌های مالی، مسیر احیای تولید و بازگشت به ثبات اقتصادی را هموار ساخت.

* کارشناس بازار سرمایه