هوشیاری در برابر تحلیل‌های خارجی

در واقع مخاطب این رسانه‌ها، شهروندان و رهبران خود این کشورها هستند. رسانه‌ها به عمد آسیب‌ها را بزرگ و شکست‌ها را جبران‌ناپذیر نشان می‌دهند تا موجب تغییر سیاست‌ها شوند. این رویکرد نقادانه می‌تواند با معیارهایی که موجب تصمیم‌سازی دولت‌های غربی می‌شود، متفاوت باشد. به عبارت دیگر، ممکن است افتراق زیادی بین تصویری که رسانه‌های غربی ارائه می‌دهند، با آنچه تصمیم‌گیرندگان در ذهن دارند، وجود داشته باشد. در جنگ اخیر نیز موضوع به همین شکل است. بدون تردید شوک انرژی، اختلال در کشتیرانی بین‌المللی و بیم از تحولات آتی، اقتصاد جهانی را آسیب‌پذیر کرده است. رسانه‌های جهانی این آسیب‌ها را به شکل متمرکز و ثانیه‌ای روایت می‌کنند تا به‌درستی دولت‌های آمریکا و اسرائیل را برای شروع این جنگ به چالش بکشند. اما نکته اینجاست آنانی که آغازکننده این جنگ بوده‌اند، ممکن است چنین تصویری را در ذهن نداشته باشند که اگر این بود نه جنگ شروع می‌شد و نه تا این زمان تداوم می‌داشت.

همین‌جاست که سنت ترجمه در رسانه‌های داخلی،‌ حائز اهمیت می‌شود. رسانه‌های ما با ترجمه نعل به نعل آنچه رسانه‌های جریان اصلی غربی روایت می‌کنند،‌ ممکن است تصمیم‌گیرندگان داخلی را در اتخاذ استراتژی‌های این نبرد حساس دچار تورش کنند. در واقع در نبردهای این‌چنینی،‌ ما باید بدانیم که تصویر ذهنی طرف مقابل از آنچه روی می‌دهد چگونه است و بر مبنای آن، استراتژی بهینه را انتخاب کنیم. اما با سنت ترجمه جریان اصلی، آنچه را شاید دلمان می‌خواهد و مطلوب خودمان است از جنگ روایت کنیم و فکر کنیم طرف مقابل نیز این‌گونه می‌بیند و اینجاست که رسانه‌های داخلی نه تنها نقش مفیدی را که باید، انجام نمی‌دهند، بلکه برعکس نیز عمل می‌کنند.

مهم است که ما در تله سنت نقادانه رسانه‌های غربی گیر نکنیم. شاید حتی بتوان گفت ما در ایجاد خط بازدارندگی خود برای عدم وقوع جنگ، به همین تله افتادیم؛ آنجا که مجلات روابط بین‌الملل صحه بر سیاست‌های دیگران به غیر از کشورهای خود می‌گذاشتند و ما بر آن بودیم که حفاظ سخت و محکمی برای جلوگیری از جنگ ایجاد کرده‌ایم. نباید بار دیگر در این دام افتاد. باید تصویری جامع‌تر و بزرگ‌تر از جریان اصلی رسانه‌های غربی داشت تا به این شکل به تصمیم‌گیرندگان خود کمک کنیم تا در جنگ فعلی، استراتژی‌های بهینه را برای حفظ کیان و استواری مملکت اتخاذ کنند.

*   اقتصاددان