فرسایش اعتماد در سیاست آمریکا؛
دموکراسی زیر سایه بیاعتمادی
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد؛ با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا، پیشبینیها از پیروزی قابل توجه دموکراتها حکایت دارد؛ انتخاباتی که میتواند توازن قدرت در کنگره را تغییر دهد و حتی کنترل سنا را نیز از جمهوریخواهان بگیرد. با این حال، آنچه بیش از نتیجه این رقابت اهمیت دارد، وضعیت نگرانکننده اعتماد عمومی به سازوکار انتخابات است؛ موضوعی که به یکی از جدیترین تهدیدها برای دموکراسی آمریکا تبدیل شده است.
دونالد ترامپ و جریان سیاسی نزدیک به او طی سالهای اخیر بارها مشروعیت انتخابات را زیر سوال بردهاند. ادعای مکرر درباره «سرقت انتخابات ۲۰۲۰» و تلاش برای مداخله در روندهای انتخاباتی، باعث شده بخش بزرگی از رایدهندگان نسبت به سلامت انتخابات تردید پیدا کنند. در کنار این مساله، رقابت شدید دو حزب برای تغییر مرز حوزههای انتخاباتی نیز این تصور را تقویت کرده که سیاستمداران بیشتر از رقابت سالم، به دنبال مهندسی نتیجه هستند.
براساس سرمقاله اکونومیست، نگرانی اصلی تنها تقلب در شمارش آرا نیست، بلکه از بین رفتن پذیرش شکست از سوی بازندگان است. انتخابات فقط ابزاری برای انتخاب برنده نیست؛ بلکه سازوکاری است که باید بازنده را نیز قانع کند نتیجه را مشروع بداند. وقتی این اعتماد از بین برود، هر انتخابات میتواند به آغاز یک بحران سیاسی تبدیل شود.
برخی دموکراتها نگراناند که ترامپ تلاش کند انتخابات میاندورهای را نیز مانند انتخابات ریاستجمهوری گذشته تحت تاثیر قرار دهد. هرچند احتمال سرقت مستقیم انتخابات پایین ارزیابی میشود، اما زمینه برای مداخله سیاسی همچنان وجود دارد. شکست همزمان جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان و سنا میتواند ضربه سنگینی برای ترامپ باشد و همین انگیزه کافی برای افزایش فشار بر روند انتخابات فراهم میکند.
همچنین این انتخابات میتواند به نوعی تمرین سیاسی برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ باشد. رفتارهای اخیر ترامپ نشان میدهد او بیش از گذشته باور دارد که قواعد رسمی تنها برای بازندگان است. تلاش مستمر او برای استفاده سیاسی از دستگاه قضایی علیه مخالفان داخلی نیز همین نگاه را تقویت میکند.
یکی از نگرانیهای مهم، تلاش دولت برای افزایش کنترل فدرال بر روند برگزاری انتخابات است. ترامپ با صدور برخی دستورهای اجرایی کوشیده بخشی از اختیارات ایالتها در مدیریت انتخابات را به دولت مرکزی منتقل کند؛ اقدامی که با این استدلال مطرح شده که اعتماد عمومی باید تقویت شود. اما منتقدان معتقدند این همان الگوی همیشگی ترامپ است: ابتدا ایجاد یا تشدید یک بحران، سپس ارائه راهحلی که در عمل قدرت بیشتری به خود او میدهد.
هرچند این طرح از نظر حقوقی با موانع جدی مواجه است و احتمال موفقیت آن پایین به نظر میرسد، اما پیام سیاسی آن روشن است؛ اگر امکان کنترل مستقیم انتخابات برای رئیسجمهور فراهم شود، او از آن استفاده خواهد کرد. همین ذهنیت برای بسیاری از ناظران نگرانکنندهتر از خود طرح است.
حتی اگر تغییر قواعد رسمی ممکن نباشد، امکان مداخله در روز رایگیری همچنان وجود دارد. حضور نیروهای وفادار به جریان «ماگا» در برخی حوزههای انتخاباتی و پیشنهادهایی مانند اعزام ماموران مهاجرت به حوزههای رایگیری با ادعای جلوگیری از رای غیرقانونی مهاجران، نگرانیهایی جدی ایجاد کرده است. چنین اقدامی غیرقانونی است، اما حتی طرح آن میتواند فضای ترس و بیاعتمادی ایجاد کند؛ بهویژه در مناطقی که آرای اقلیتها تعیینکننده است.
پس از پایان رایگیری نیز سناریوی آشنا ادامه دارد؛ شکایتهای قضایی گسترده. همانطور که در سال ۲۰۲۰ رخ داد، احتمال دارد باز هم نتیجه انتخابات از سوی بازندگان به دادگاه کشیده شود. اگرچه دادگاهها در گذشته این ادعاها را رد کردهاند و همین موضوع نشانهای از استحکام نسبی نهادهای قضایی آمریکا بوده است، اما تکرار مداوم این روند باعث میشود بخشی از جامعه همچنان به این باور برسد که «جایی، کسی انتخابات را دزدیده است.»
با وجود این نگرانیها، اکونومیست تاکید میکند که نظام انتخاباتی آمریکا هنوز کار میکند. قانون اساسی، اداره انتخابات را در اختیار ایالتها قرار داده و همین موضوع قدرت مداخله مستقیم رئیسجمهور را محدود میکند. در سطح محلی نیز بسیاری از مقامهای اجرایی و داوطلبان انتخاباتی همچنان با جدیت از سلامت روند رایگیری دفاع میکنند.
اما تهدید اصلی شاید نه سرقت آشکار انتخابات، بلکه تخریب تدریجی اعتماد عمومی باشد. امروز تنها یکچهارم رایدهندگان آمریکایی اطمینان دارند که انتخابات بدون مداخله برگزار خواهد شد. اکثریت هر دو حزب، طرف مقابل را بیش از حد افراطی میدانند و تنها ۱۰ درصد مردم معتقدند هر دو حزب صادق و اخلاقمدار هستند. این سطح از بیاعتمادی برای کشوری که خود را الگوی دموکراسی جهان میدانست، نشانهای هشداردهنده است.
البته همه این وضعیت محصول دوران ترامپ نیست. قطبیشدن سیاسی در آمریکا سابقهای طولانیتر دارد و تغییرات رسانهای و فناوری نیز در آن نقش داشتهاند. اما ترامپ این روند را تشدید کرده است. او همواره با زیر سوال بردن نیت و صداقت مخالفان، هر رقابت سیاسی را به نبردی وجودی تبدیل کرده؛ گویی هر انتخابات نه یک رقابت عادی، بلکه جنگی برای بقاست.
ماندگارترین میراث داخلی او شاید همین باشد: از بین بردن اعتماد شهروندان به یکدیگر. وقتی رقیب سیاسی نه یک مخالف، بلکه «خائن» یا «دزد» معرفی شود، پذیرش نتیجه انتخابات دشوارتر میشود و زمینه برای ظهور سیاستمداران اقتدارگرا فراهمتر. شاید ترامپ نتواند انتخابات را مستقیما بدزدد، اما میتواند دموکراسی آمریکا را بیش از پیش فرسوده کند؛ فرسایشی که ترمیم آن بسیار دشوارتر از برگزاری یک انتخابات سالم خواهد بود