چرا از جنگ ۱۲ روزه عکس و فیلمی در دسترس نیست؟/ ماجرای محدودیت عکاسان و مستندسازان در ثبت تصاویر
تصویر امدادگران در حال جستوجو در میان آوار ساختمانهای مسکونی تخریبشده و ساکنان بهتزدهای که ناگزیر از ترک خانهاند، ازجمله تصاویری بود که در طول ۳۹ روز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بهکرات در رسانهها منتشر شد. اتفاقی برخلاف آنچه در جنگ ۱۲روزه شاهد بودیم. در جنگ ۱۲ روزه، آنطور که محمداحسان مفیدیکیا، مستندساز و مشاور رسانهای رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر میگوید سیستم مدیریت بحران در بالادست، ظاهرا تصمیم به حداقلیکردن دسترسیها گرفته بود و رویکرد، مدیریت اخبار بود. همین موجب شد، عملا عکس و فیلمی از آنچه در فاصله ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ بر غیرنظامیان گذشت در دسترس نباشد. پس از آن بود که احتمال درگرفتن جنگی دیگر، با وجود امیدواری به عدم وقوع آن، موجب شد رایزنیهایی صورت گیرد و نتیجه این رایزنیها، بهبود شرایط دسترسی برای عکاسان و فیلمبرداران و مستندسازان و... شد. خروجی بهبود شرایط دسترسی، عکسها و ویدئوهایی بود که اگرچه برخیشان در ابتدا، در شبکههای اجتماعی اینستاگرام و ایکس (توئیتر سابق) با اتهاماتی چون سوءاستفاده از هوش مصنوعی و عکاسی صحنهآراییشده (Staged photography) مواجه شدند اما به واسطه وجود شواهد متعدد، حقیقیبودنشان خیلی زود اثبات و به صدای بیصدایانی تبدیل شد که در خواب هم نمیدیدند روزی خانهشان یکی از اهداف حملات موشکی آمریکا و اسرائیل قرار گیرد. عکس اصلی از وحید حسینی است.
دلایل احتمالیِ آرشیو عکس خالیمان از جنگ ۱۲ روزه
محمداحسان مفیدیکیا، در ابتدا به این نکته اشاره میکند که هم بهعنوان مستندساز و هم بهعنوان داوطلب هلال احمر، در طول دو دهه گذشته همواره شاهد بوده که دسترسی مستندساز و دوربینش به اطلاعات و اخبار و عمق فاجعه میدان، بهویژه در بحرانهای برساخته انسان ازجمله بحرانهای زیستمحیطی یا بحرانهایی با ابعاد امنیتی و نظامی مانند جنگ، با محدود مواجه بوده است. محدودیتی که طبق گفته او، به دلایل امنیتی و نظامی یا حتی بهعنوان بخشی از ملزومات عملیات امداد و نجات، اعمال میشود. با این وجود، طبق آنچه این مستندساز میگوید اعمال محدودیت به هر دلیلی که باشد، در نهایت موجب «ممانعت از ثبتوضبط تصاویر در تمام یا بخشی از محل حادثه»، توسط مدیران میدانی میشود.
او در خصوص دلایل احتمالی محدودیتها، توضیح میدهد: «از نظر ما، بخشی از این اتفاق ممکن است به این دلیل رخ دهد که منِ نوعی، بهعنوان مستندساز پیش از این نتوانستهام خود را بهدرستی معرفی و جایگاه و پایگاه خود را محکم کنم. دلیل دیگر این که، برخی از ما، دوربین را صرفا بهعنوان عنصری خبری میبینیم و بهعنوان بخشی از فرآیند مدیریت بحران به آن نگاه نمیکنیم. این در حالی است که مستندنگاری در حوزه مدیریت رسانهای بحران به معنی خاص و مدیریت بحران به شکل عام بخشی از فرآیند مدیریت محسوب میشود.»
چه بنا بر دلایل مورد اشاره این مستندساز و چه بنا بر دلایل دیگر، آنچه در نهایت رخ داد این بود که در جنگ ۱۲ روزه، نخستین تجربه جنگ برای ما پس از ۳۷ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تا ۲۹ تیر ۱۳۶۷)، تقریبا تمام دسترسیها برای عکاسان، فیلمبرداران، مستندسازان و... محدود شده بود. او ادامه میدهد: «درواقع سیستم مدیریت بحران در بالادست تصمیم به حداقلیکردن دسترسیها گرفت چراکه رویکرد، مدیریت اخبار بود. در این میان، سازمان جمعیت هلالاحمر هم بخشی از این سیستم مدیریتی بود و نقشی به آن معنا تاثیرگذار در ثبت و ضبط مستندات نداشت. نتیجه این که، از جنگ ۱۲ روزه، معدود فریمهای عکس باقی مانده و عملا در نسبت با آن فجایع فیلم چندانی باقی نماند. ما زمانی این مسئله را به شکل عینی لمس کردیم که قصد برگزاری نخستین دور رویداد رسانهای «هما» را در قالب عکس و فیلم داشتیم. آن زمان متوجه شدیم حتی فعالان این حوزه هم آثار مستند قابل توجهی برای ارائه نداشتند یا داشتند اما چیزی به دبیرخانه هما ارسال نشد.»
بهبود وضعیت دسترسی؛ صدایی که شنیده شد
این مستندساز با اشاره به چگونگی بهبود شرایط کاری عکاسان، فیلمبرداران و مستندسازان در جنگ ۳۹ روزه بهنسبتِ جنگ ۱۲ روزه، توضیح میدهد: «همه این شرایط ازجمله نواقصی که در آرشیو با آن مواجه بودیم، موجب شد اساسا پیش از آن که خبری از جنگ دوباره باشد، شروع به رایزنی کنیم. درنهایت پیگیریهای انجامشده از سوی مسئولین جمعیت هلال احمر و همکاریهای صورتگرفته، موجب شد شاهد برقراری دسترسی بهتری به نسبت جنگ ۱۲ روزه باشیم. نمود بهبود وضعیت دسترسی نیز در برد رسانهایمان دیده و ازجمله باعث شد صدای مظلومیت مردم ایران از مسیر دوربین عکاسان و فیلمسازان، به گوش جهان برسد.»
او با اشاره به همراهی مستندسازان حرفهای با تیمهای امداد و نجات، میافزاید: «ما در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا جنگ ۳۹ روزه، برای ساماندهی داوطلبان جمعیت هلال احمر نیز قدمهایی برداشتیم. قدم اول این بود که از همه داوطلبان حضور در عملیات امداد و نجات، خواستیم با مراجعه به سامانه «هلال من» به عضویت سازمان داوطلبان هلال احمر درآیند. این تصمیم موجب شد مستندسازان حرفهای و شناختهشدهمان در سطح بینالمللی با تیمهای امداد و نجات همراه شوند. این مستندسازان معتمد، پس از آنکه به عضویت سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر درآمدند، همچنین براساس تاییدیه انجمن صنفی متبوعشان، نخست در محلهای اسکان نجاتگران همراه ما شدند و بعدتر در عملیاتهای امداد و نجات. این ساماندهی موجب شد این مستندسازان بتوانند به عضویت سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر درآیند و از این طریق دسترسیهایی ایجاد شود به کار حرفهای خود بپردازند.»
گامهایی برای آینده: خانه هلال سینما/ عضویت برای آموختن حداقلها
او با اشاره به شکلگیری «خانه هلال سینما»؛ خانهای برای هنرمندان داوطلب، در پایان توضیح میدهد: «ما طی تعامل با انجمن صنفی تهیهکنندگان سینمای مستند و نهاد بالادستی آن؛ خانه سینما، کوشیدیم خانه هلال سینما را بهعنوان مکانی به میزبانی خانه سینما برای برگزاری دورههای آموزشی جمعیت هلال احمر بنیان بگذاریم. خانهای که سینماگران در همه صنوف، میتوانند برای گذراندن دورههای آموزشی به آن مراجعه کنند.» او که ابراز امیدواری میکند «خانه هلال سینما» در هفته هلال احمر افتتاح شود تاکید میکند که به عقیده او هر رسانهای وظیفهاش تشویق افراد به عضویت در سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر برای آموختن حداقلهاست، حداقلهایی که در موقعیت بحرانی همچون معجزه برای نجات جان خودمان و دیگری به کار میافتند.
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.