واکاوی علمی رابطه «رادار» و بارش
گزارشهای هواشناسی حاکی از آن است که ایران در ماههای منتهی به فروردین۱۴۰۵ با خشکسالی شدیدی مواجه بوده است. بهطوریکه میزان بارندگی در پاییز ۱۴۰۴ نسبت به میانگین بلندمدت حدود ۸۹درصد کاهش داشته و تهران خشکترین سال خود را در یک قرن اخیر تجربه کرده است. این شرایط بحرانی، سازمان هواشناسی ایران را به انجام عملیات باروری ابرها (Cloud Seeding) واداشت.
برای قضاوت درباره هرگونه ادعای تاثیر فناوری بر بارش، ابتدا باید درک درستی از نحوه طبیعی تشکیل بارش داشت. بارش زمانی رخ میدهد که سه شرط اصلی فراهم باشد:
۱. صعود هوا: توده هوا به دلایل مختلف (همرفتی، کوهستانی، چرخندی) به سمت بالا حرکت کند.
۲. سرد شدن و میعان: هوای صعودکننده سرد شده و بخار آب موجود در آن به قطرات ریز ابر (کاندانسیون) تبدیل شود.
۳. رشد قطرات: قطرات ریز ابر از طریق برخورد و چسبیدن (Coalescence) به یکدیگر، به اندازه کافی سنگین شوند تا بر نیروی گرانش غلبه کنند و بهصورت باران ببارند.
فرآیندهای حاکم بر این پدیده کاملا در مقیاس همرفتی (چند کیلومتر تا دهها کیلومتر) و تحت تاثیر پارامترهایی مانند دما، رطوبت، فشار و توپوگرافی رخ میدهند.
برای درک عدم ارتباط بین رادار و بارش، لازم است بدانیم رادار چیست و چه کاری انجام میدهد. رادار (مخفف Radio Detection and Ranging) سیستمی است که با ارسال امواج رادیویی و دریافت بازتاب آنها از اشیا، به شناسایی و ردیابی اهداف میپردازد. اسناد فنی و نظامی به وضوح نشان میدهند که باران یک عامل مزاحم برای عملکرد رادار است، نه برعکس:
- تضعیف سیگنال (Attenuation): قطرات باران انرژی امواج راداری را جذب و پراکنده میکنند. این پدیده که «تضعیف» نامیده میشود، باعث کاهش برد موثر رادار میشود. مطالعات نشان دادهاند که در بارشهای سنگین (۶میلیمتر در ساعت)، میزان تضعیف سیگنال برای رادارهای با فرکانس بالا میتواند به حدود ۸دسیبل در هر کیلومتر برسد که کاهش چشمگیری در توان تشخیص هدف ایجاد میکند.
- بازتاب زمینه (Clutter): قطرات باران خود بهعنوان هدف عمل میکنند و امواج را بازتاب میدهند و نوعی «نویز» یا «اختلال» ایجاد میکنند که تشخیص اهداف واقعی (مانند هواپیماها) را برای رادار دشوار میسازد. هواشناسان دقیقا از همین خاصیت برای ردیابی سامانههای بارشی استفاده میکنند. رادارهای هواشناسی (مانند NEXRAD) با ارسال امواج و دریافت بازتاب از قطرات باران، نقشه شدت بارش را ترسیم میکنند. این نشان میدهد که رادارها هیچگاه مانع بارش نمیشوند، بلکه برای آشکارسازی آن به کار میروند.
یک رادار جنگی معمولی توان خروجی در حد چند صد کیلووات تا چند مگاوات دارد. در مقابل، انرژی نهفته در یک سامانه بارشی با ابعاد ۱۰×۱۰ کیلومتر معادل میلیونها برابر این مقدار است. به عبارت دیگر، انرژی مورد نیاز برای متوقف کردن بارش در یک منطقه، به اندازه منفجر کردن چندین بمب اتمی در جو است. رادارهای نظامی که برای ردیابی اهداف طراحی شدهاند، توانایی اعمال چنین تاثیری بر اتمسفر را ندارند.
بر اساس این توضیحات، ادعای تاثیر رادارهای جنگی بر بارش فاقد هرگونه مکانیسم علمی قابل قبول است. فیزیک اتمسفر هیچ فرآیندی را تعریف نمیکند که در آن امواج رادیویی ساطع شده از رادارهای زمینی قادر به «متفرق کردن» یا «مسدود کردن» ابرها باشند. درحالیکه منابع علمی متعددی بهطور مفصل به تاثیرات مخرب باران بر عملکرد رادار پرداختهاند، هیچ منبع معتبر علمی وجود ندارد که به تاثیر رادار بر جلوگیری از بارش اشاره کرده باشد. تحلیلهای هواشناسی نیز نشان میدهد که این بارشها نتیجه یک سامانه طبیعی و نادر در مقیاس همدیدی (Synoptic Scale) بوده است که بهدلیل همگرایی رطوبت از دریای عرب و ناپایداری شدید جو شکل گرفته است. چنین سامانههایی سابقه طولانی در تاریخ اقلیمی منطقه دارند و هیچ ارتباطی به فعالیت رادارها ندارند. لذا بر اساس شواهد و اصول علمی موجود، ادعای تاثیر تخریب رادارهای نظامی بر افزایش بارشهای فروردین۱۴۰۵ در ایران از اعتبار علمی برخوردار نیست و بهعنوان یک شبه علم (Pseudoscience) دستهبندی میشود.
* عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی