سرنوشت پسماند در پساجنگ

این مطالعه با رویکرد توصیفی–تحلیلی به بررسی انواع پسماندهای حاصل از عملیات دفاع، چالش‌های مدیریتی و راهبردهای موثر برای مدیریت آنها می‌پردازد. نتایج نشان می‌دهد که ایجاد یک نظام مدیریت یکپارچه، توسعه زیرساخت‌های دفع و بازیافت، و استقرار برنامه‌های پایش محیط‌زیستی می‌تواند نقش مهمی در کاهش اثرات محیط‌زیستی و بهداشتی این پسماندها ایفا کند. همچنین بهره‌گیری از رویکرد اقتصاد چرخشی و بازیافت مواد می‌تواند ضمن کاهش هزینه‌های مدیریت پسماند، فرصت‌های اقتصادی و اشتغال‌زایی ایجاد کند.

جنگ‌ها و عملیات دفاعی در کنار پیامدهای انسانی و اجتماعی، آثار قابل‌توجهی بر محیط‌زیست و سلامت عمومی بر جای می‌گذارند. یکی از مهم‌ترین این آثار، تولید حجم گسترده‌ای از پسماندهای پیچیده و بالقوه خطرناک است که مدیریت آنها در شرایط بحرانی و پس از درگیری به یک چالش مهم تبدیل می‌شود. این پسماندها شامل آوارهای ساختمانی، مواد شیمیایی، پسماندهای پزشکی، تجهیزات نظامی آسیب‌دیده و مهمات منفجره عمل‌نکرده هستند که می‌توانند منجر به آلودگی خاک، آب و هوا شوند و تهدیدی جدی برای سلامت انسان و اکوسیستم‌ها محسوب شوند.

بررسی تجربیات بین‌المللی نشان می‌دهد که در بسیاری از مناطق جنگ‌زده، آثار محیط‌زیستی ناشی از مدیریت نامناسب پسماندها سال‌ها پس از پایان درگیری باقی مانده است. برای مثال، مطالعات برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد نشان داده است که آلودگی ناشی از مواد شیمیایی و سوخت‌ها در مناطق جنگی می‌تواند به تخریب بلندمدت منابع آب زیرزمینی و خاک منجر شود (UNEP, ۲۰۱۵). علاوه بر این، وجود مهمات عمل‌نکرده و مواد منفجره می‌تواند تهدیدی جدی برای ایمنی نیروهای امدادی و ساکنان محلی ایجاد کند.

از سوی دیگر، در شرایط جنگی زیرساخت‌های مدیریت پسماند مانند مراکز دفن بهداشتی، کارخانه‌های بازیافت و سیستم‌های جمع‌آوری شهری اغلب آسیب می‌بینند و ظرفیت مدیریت پسماند به شدت کاهش می‌یابد. این موضوع ضرورت طراحی یک نظام مدیریتی یکپارچه و انعطاف‌پذیر را برای مدیریت پسماندهای جنگی دوچندان می‌کند (World Bank, ۲۰۱۲). بنابراین هدف این مطالعه، بررسی نظام‌مند انواع پسماندهای حاصل از عملیات دفاعی، چالش‌های مدیریتی مرتبط با آنها و ارائه راهکارهای علمی و مدیریتی برای مدیریت ایمن و پایدار این پسماندها است.

این مطالعه به روش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر مرور منابع علمی و اسناد بین‌المللی انجام شده است. داده‌های مورد استفاده در این پژوهش از طریق بررسی گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی، مقالات علمی منتشر شده در پایگاه‌های معتبر و اسناد سیاستی مرتبط با مدیریت پسماند در شرایط بحران و جنگ گردآوری شده‌اند. تخریب ساختمان‌ها، زیرساخت‌ها و تاسیسات صنعتی در اثر عملیات نظامی باعث تولید حجم قابل‌توجهی از آوارهای ساختمانی می‌شود. این پسماندها شامل بتن، آجر، فلزات، شیشه، آسفالت و چوب هستند. مطالعات نشان می‌دهد که بخش قابل‌توجهی از این مواد قابلیت بازیافت و استفاده مجدد در پروژه‌های بازسازی را دارند (European Commission, ۲۰۲۰).

همچنین در شرایط جنگی حجم زیادی از پسماندهای پزشکی عفونی مانند سرنگ‌ها، پانسمان‌های آلوده، نمونه‌های آزمایشگاهی و داروهای تاریخ‌گذشته تولید می‌شود. این پسماندها می‌توانند موجب انتشار بیماری‌های عفونی و تهدید سلامت کارکنان بهداشتی و ساکنان مناطق آسیب‌دیده شوند (WHO, ۲۰۱۴).

آسیب به صنایع، پالایشگاه‌ها و انبارهای مواد شیمیایی نیز می‌تواند باعث نشت مواد خطرناک مانند سوخت‌ها، اسیدها و حلال‌های صنعتی شود. این مواد قادرند موجب آلودگی گسترده خاک، منابع آب و هوا شوند و اثرات بلندمدتی بر محیط‌زیست داشته باشند (UNEP, ۲۰۱۵).

علاوه بر اینها، وجود مهمات عمل‌نکرده یکی از جدی‌ترین خطرات در مناطق جنگی است. این مواد علاوه بر خطر انفجار، ممکن است حاوی ترکیبات شیمیایی سمی باشند که در محیط‌زیست باقی می‌مانند (ICRC, ۲۰۲۱).

ضمن آنکه، تجهیزات مخابراتی و الکترونیکی آسیب‌دیده نیز بخش مهمی از پسماندهای جنگی را تشکیل می‌دهند. این تجهیزات حاوی فلزات ارزشمند مانند طلا و مس و همچنین فلزات سنگین خطرناک مانند سرب و جیوه هستند (Forti et al. ۲۰۲۴).

مدیریت پسماندهای جنگی نیازمند یک رویکرد چند بخشی است که ابعاد محیط‌زیستی، بهداشتی، اقتصادی و امنیتی را به طور هم‌زمان در نظر بگیرد. یکی از مهم‌ترین راهبردها در این زمینه، ایجاد یک نظام مدیریت یکپارچه پسماند است که هماهنگی میان سازمان‌های مختلف را تضمین کند. مطالعات نشان داده است که نبود هماهنگی نهادی یکی از مهم‌ترین عوامل ناکارآمدی مدیریت پسماند در شرایط بحران است (World Bank, ۲۰۱۲). علاوه بر این، استفاده از رویکرد اقتصاد چرخشی می‌تواند نقش مهمی در کاهش حجم پسماند و افزایش بهره‌وری منابع ایفا کند. بازیافت فلزات، مصالح ساختمانی و تجهیزات الکترونیکی نه تنها باعث کاهش فشار بر محل‌های دفن می‌شود، بلکه می‌تواند به تامین منابع مالی برای برنامه‌های بازسازی کمک کند (European Commission, ۲۰۲۰).

از منظر سلامت عمومی، مدیریت ایمن پسماندهای پزشکی و خطرناک اهمیت ویژه‌ای دارد. سازمان جهانی بهداشت تاکید می‌کند که دفع نامناسب پسماندهای پزشکی می‌تواند منجر به شیوع بیماری‌های عفونی مانند هپاتیت و HIV شود (WHO, ۲۰۱۴). بنابراین استفاده از روش‌هایی مانند اتوکلاو، سوزاندن کنترل‌شده و دفن بهداشتی برای بی‌خطرسازی این پسماندها ضروری است. همچنین پایش محیط زیستی مستمر برای ارزیابی اثرات آلودگی بر خاک، آب و هوا اهمیت زیادی دارد. مطالعات UNEP نشان داده است که در بسیاری از مناطق جنگی، آلودگی‌های ناشی از سوخت‌ها و مواد شیمیایی می‌تواند دهه‌ها در محیط باقی بماند (UNEP, ۲۰۱۵). پسماندهای حاصل از عملیات دفاعی یکی از مهم‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی و مدیریتی در دوران جنگ و پس از آن محسوب می‌شوند. این پسماندها به دلیل تنوع، حجم بالا و ماهیت خطرناک خود می‌توانند تهدیدی جدی برای سلامت انسان و پایداری محیط‌زیست ایجاد کنند.

نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که مدیریت موثر این پسماندها نیازمند برنامه‌ریزی جامع، هماهنگی بین‌سازمانی، توسعه زیرساخت‌های مناسب و استفاده از فناوری‌های نوین در حوزه بازیافت و دفع پسماند است. همچنین استقرار نظام پایش محیط زیستی، آموزش نیروهای تخصصی و مشارکت بخش‌خصوصی می‌تواند به افزایش کارآیی نظام مدیریت پسماندهای جنگی کمک کند. در نهایت، مدیریت صحیح پسماندهای جنگی نه تنها از بروز بحران‌های محیط زیستی و بهداشتی جلوگیری می‌کند، بلکه می‌تواند نقش مهمی در تسریع روند بازسازی و توسعه پایدار مناطق آسیب‌دیده ایفا کند. هر مقدار پسماندی که بدون برنامه‌ریزی و رسیدگی مناسب در محیط رها شود، در واقع بخشی از سرمایه‌های مادی و طبیعی کشور را از چرخه بهره‌برداری خارج می‌کند؛.در مقابل، بازگرداندن این مواد به چرخه استفاده مجدد یا بازیافت، به معنای احیای بخشی از ظرفیت‌های اقتصادی و منابع ملی است. از این منظر، نحوه مواجهه با پسماندها را می‌توان یکی از شاخص‌های مهم حکمرانی مسوولانه و مدیریت پایدار منابع در سطح ملی دانست. پسماندهای برجای‌مانده از درگیری‌ها و عملیات دفاع از مهم‌ترین چالش‌های دوره پس از بحران به شمار می‌آیند و رسیدگی به آنها نیازمند رویکردی نظام‌مند، چندبعدی و مبتنی بر هماهنگی نهادی است. تاخیر در ساماندهی این مواد می‌تواند پیامدهای محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی قابل‌توجهی به همراه داشته باشد و در بسیاری از موارد هزینه‌های جبران و پاکسازی را به‌طور چشم‌گیری افزایش دهد. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که مواجهه با پسماندهای ناشی از درگیری‌های نظامی صرفا یک فعالیت اجرایی یا لجستیکی نیست، بلکه موضوعی راهبردی در تقاطع امنیت ملی، حفاظت محیط‌زیست و مدیریت منابع اقتصادی قرار دارد. تصمیم‌گیری‌های غیرکارشناسی یا اقدامات مقطعی در این حوزه می‌تواند منجر به تداوم آلودگی‌های محیطی، اتلاف منابع و تحمیل هزینه‌های بلندمدت بر جامعه شود. بنابراین اتخاذ سیاست‌های علمی، برنامه‌ریزی جامع و تقویت سازوکارهای مدیریتی در این حوزه نه‌تنها برای کاهش آثار زیست‌محیطی و بهداشتی ضروری است، بلکه نقشی تعیین‌کننده در حفاظت از سرمایه‌های ملی و پایداری توسعه در دوره پس از بحران ایفا می‌کند.

لذا مدیریت پسماندهای جنگی باید از همان ابتدا، به عنوان بخش جدایی‌ناپذیر از برنامه‌ریزی دفاعی در نظر گرفته شود، نه موضوعی جداگانه پس از درگیری. برای این منظور نیاز به هماهنگی کامل بین تمام دستگاه‌های مرتبط وجود دارد. بدون تخصیص بودجه کافی، هیچ برنامه‌ای قابل اجرا نیست. نیروی انسانی باید آموزش‌های تخصصی در زمینه مدیریت مواد خطرناک ببینند. نظارت مداوم بر کیفیت عملیات و تاثیرات محیط‌زیستی ضروری است. مدیریت صحیح پسماندهای جنگی نه تنها از تکرار فاجعه‌های زیست‌محیطی و سلامتی جلوگیری می‌کند، بلکه زمینه‌ساز بازسازی سریع و پایدار جامعه پس از درگیری خواهد بود.

* عضو هیات علمی پژوهشکده محیط‌زیست و توسعه پایدار