کدام صنایع در برابر حملات نظامی مقاوم هستند؟
ستونهای پنهان تابآوری
سنگر نفوذ ناپذیر امنیت غذایی
اگر بخواهیم صریحترین و قاطع ترین نتیجهگیری این گزارش را در یک عبارت خلاصه کنیم آن عبارت این است که کشاورزی و دامپروری ایران مستقلترین و تابآورترین بخش اقتصاد کشور در شرایط جنگیکنونی است. دلیل نخست و شاید مهمترین دلیل برای این تابآوری عدم وابستگی به واردات است. یک مزرعه گندم در دشتهای خوزستان، یک باغ سیب در ارتفاعات ارومیه، یک گلخانه خیار و گوجه در حومه کرمان، یک مرغداری گوشتی در حوالی گرگان و یک دامداری صنعتی در دامنههای زاگرس برای ادامه تولید خود به ورق فولادی وارداتی، پلیاتیلنهای پتروشیمی، کابلهای مسی یا قطعات یدکی خارجی نیاز ندارند. بذر، آب ، خاک، نور خورشید و نیروی کار ماهر مهمترین نهادههای تولید در این بخش هستند و همه اینها در داخل کشور به وفور در دسترس است.
اما باید به یک نکته مهم و واقعبینانه نیز اشاره کرد. صنعت کشاورزی ایران به ویژه در بخش کشاورزی صنعتی و پرمحصول به کود شیمیایی اوره وابسته است. پتروشیمی پردیس که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اوره در خاورمیانه است در حملات اخیر دشمن آسیب دیده است. این یک ضربه واقعی به کشاورزی مدرن ایران است. با این حال سه عامل تعدیل کننده باعث شده است که کشاورزی ایران متوقف نشود.
عامل نخست ذخایر استراتژیک کود اوره است. گزارشها حاکی از آن است که ایران پیش از جنگ حداقل ۴تا ۶ماه ذخیره استراتژیک کود اوره در انبارهای خود داشت. این ذخایر اگر به درستی مدیریت شود میتواند نیاز بخش کشاورزی را برای یک دوره زمانی قابلتوجه تامین کند. عامل دوم ظرفیت تولید سایر مجتمعهای پتروشیمی است. پتروشیمیهای فعال در شیراز، خراسان و کرمانشاه همچنان به تولید اوره ادامه میدهند و میتوانند جای خالی واحدهای آسیبدیده را پر کنند. عامل سوم روی آوردن به کودهای آلی و دامی است. کشاورزی سنتی میتواند با استفاده از کود دامی کمپوست و سایر کودهای آلی نیاز خود را تامین کند و وابستگی به کودهای شیمیایی را کاهش دهد. برخلاف صنایع فولاد و پتروشیمی که در چند منطقه خاص و متمرکز مانند عسلویه، ماهشهر، اصفهان و خوزستان مستقر هستند مزارع، باغات، گلخانهها، مرغداریها و دامداریها در سراسر ایران پهناور پراکنده شدهاند. سومین عامل انعطاف پذیری بالا در تامین نهادههای جایگزین است. تولید گندم، جو، برنج، ذرت، حبوبات و دانههای روغنی در استانهای مختلف کشور همچنان جریان دارد. باغداری شامل تولید سیب، پرتقال، کیوی، خرما، پسته، گردو، بادام و زیتون با اختلال حداقلی مواجه است. گلخانههای تولید صیفیجات در استانهای تهران، اصفهان، کرمان، یزد و هرمزگان با حداکثر ظرفیت کار میکنند. مرغداریهای گوشتی و تخمگذار در سراسر کشور فعال هستند. دامداریهای صنعتی و سنتی تولید شیر، گوشت قرمز و پشم نیز به کار خود ادامه میدهند.
بنابراین تصویر واقعی از کشاورزی ایران در جنگ اخیر تصویر دو وجهی است. از یک سو کشاورزی به دلیل پراکندگی و عدم تمرکز در برابر حملات فیزیکی مصون است و خط تولید آن در مزارع و باغات متوقف نشده است. از سوی دیگر تامین نهادههای شیمیایی مانند کود اوره با اختلال مواجه شده است اما ذخایر استراتژیک و منابع جایگزین مانع از فروپاشی کامل این بخش شده است. کشاورزی ایران برخلاف فولاد و پتروشیمی هنوز ایستاده است، هرچند با کاهش عملکرد و افزایش هزینه مواجه باشد. این صنعت تاب آور میتواند ستون فقرات امنیت غذایی کشور در شرایط جنگی باشد.
سفرهای که پر برکت ماند
در امتداد صنعت کشاورزی، صنایع غذایی و لبنیات ایران را میتوان دومین سنگر مستحکم اقتصاد کشور در برابر حملات اخیر دانست. این صنایع که مواد اولیه خود را مستقیما از مزارع، باغات، دامداریها و مرغداریهای داخلی تامین میکنند عملا از بسیاری از تنگناهایی که صنایع فولاد و پتروشیمی با آن دست و پنجه نرم میکنند مصون هستند. شیر مورد نیاز کارخانههای لبنیات از گاوداریهای داخلی تامین میشود. گوجه مورد نیاز کارخانههای رب و سس از مزارع داخلی میآید. سیبزمینی و روغن مورد نیاز کارخانههای چیپس و اسنک از تولید داخل تامین میشود. گندم مورد نیاز کارخانههای آرد و ماکارونی از انبارهای غله داخلی برداشت میشود. چغندر و نیشکر مورد نیاز کارخانههای قند و شکر توسط کشاورزان ایرانی کشت میشود. این زنجیرهتامین کاملا داخلی، مهمترین عامل تابآوری این صنعت در برابر شوکهای خارجی است.
نکته مهم دیگر تنوع تولیدکنندگان و پراکندگی جغرافیایی آنهاست. ایران دهها کارخانه لبنیات در استانهای مختلف دارد. گروه صنایع لبنیاتی پگاه در تهران، شیراز، اصفهان، تبریز و مشهد فعال است. شرکت کاله در آمل فعال است. شرکت میهن در تهران و ساری فعال است. شرکت رامک در شیراز فعال است. شرکت دامداران در تبریز فعال است. بسیاری از برندهای محلی و منطقهای نیز به تولید محصولات لبنی اشتغال دارند. همین تنوع و پراکندگی باعث میشود که حتی اگر چند واحد تولیدی هدف حملات قرار بگیرد کل صنعت از بین نرود و سایر واحدها بتوانند نیاز بازار را تامین کنند. تاکنون گزارشی از آسیب به واحدهای تولیدی صنایع غذایی و لبنیات منتشر نشده است. اما یکی از چالشهای اصلی صنایع غذایی تامین بستهبندی مناسب است.
برخی از بستهبندیهای پلاستیکی به مواد اولیه پتروشیمی وابسته هستند. اما بسیاری از تولیدکنندگان ایرانی از بستهبندیهای کاغذی، مقوایی، فویل آلومینیومی یا پت استفاده میکنند که زنجیره تامین مستقلی دارد. همچنین انبارهای ذخیره بستهبندی در بسیاری از کارخانهها نیاز چند ماه را تامین میکند. علاوه بر این قابلیت بازیافت بطریها و ظروف پلاستیکی مصرف شده نیز میتواند به عنوان یک منبع جایگزین مورد استفاده قرار گیرد.
براساس گزارش های منتشر شده تقریبا تمام زیربخشهای صنایع غذایی ایران با قدرتی نزدیک به دوران قبل از جنگ به فعالیت خود ادامه میدهند.
در بخش لبنیات تمام برندهای اصلی و بسیاری از برندهای محلی و منطقهای محصولات خود را تولید و توزیع میکنند. در بخش آرد و ماکارونی کارخانههای متعددی در استانهای مختلف فعال هستند. در بخش قند و شکر کارخانههای قند در استانهای غربی و شمال غربی و کارخانههای شکر در خوزستان و فارس فعال هستند. در بخش روغنهای خوراکی واحدهای تولیدی در تهران، اصفهان و بندرعباس با استفاده از دانههای روغنی تولید داخل و نیز ذخایر استراتژیک وارداتی پیش از جنگ به تولید ادامه میدهند. در بخش کنسرو و مواد غذایی آماده، کارخانههای متعددی در استانهای شمالی مانند مازندران و گیلان برای تولید کنسرو ماهی در استانهای جنوبی برای تولید کنسرو خرما و سبزیجات و در استانهای مرکزی برای تولید کنسرو حبوبات و رب گوجهفرنگی فعال هستند. در بخش آبمیوه و نوشیدنی شرکتهای تولیدی با استفاده از کنسانترههای داخلی و آب و شکر داخلی به تولید انبوه ادامه میدهند.

سیمان همیشه استوار
صنعت سیمان ایران بهرغم آسیب به یک واحد تولیدی در استان فارس در مجموع یکی از سالمترین و تابآورترین صنایع کشور در شرایط جنگ کنونی است. این صنعت با بیش از هفتاد کارخانه فعال در سراسر کشور ظرفیت تولید بیش از 80میلیون تن در سال را دارد که نه تنها نیاز داخلی را تامین میکند بلکه ظرفیت صادرات قابلتوجهی نیز دارد. مواد اولیه اصلی تولید سیمان سنگ آهک و خاک رس است که در تمام نقاط ایران به وفور یافت میشود و هیچ کارخانه سیمانی برای تولید خود نیاز به واردات مواد اولیه ندارد. گچ پوزولان و سایر افزودنیهای سیمان نیز همگی از معادن داخلی تامین میشود. این خودکفایی کامل در مواد اولیه مهمترین عامل تابآوری صنعت سیمان در برابر شوکهای جنگ است.
تنوع و پراکندگی کارخانههای سیمان در سراسر کشور نیز یکی دیگر از عوامل موثر در تابآوری این صنعت است. این پراکندگی جغرافیایی باعث میشود که از کار افتادن یک یا چند واحد نتواند کل صنعت را فلج کند. ایران دهها کارخانه سیمان در استانهای مختلف دارد. یکی از نقاط قوت صنعت سیمان ایران انعطافپذیری در مصرف سوخت است. در شرایطی که گاز طبیعی به هر دلیل با قطعی مواجه شود، کارخانههای سیمان میتوانند به راحتی به سوخت مازوت روی بیاورند. ذخایر استراتژیک مازوت در پالایشگاههای داخلی و نیز قابلیت استفاده از سوختهای جامد مانند زغالسنگ و پتروکک این اطمینان را ایجاد میکند که صنعت سیمان حتی در بدترین شرایط انرژی نیز متوقف نخواهد شد.
این جنگ خرابیهای زیادی بر جای گذاشت. آسیب به بیش از 32هزار واحد مسکونی در تهران، آسیب به برخی پلهای کشور و آسیب به شرکتهای تولیدی بخشی از آثار حملات اخیر دشمن است.
به گفته مسوولان کشور اقدام در جهت بازسازی اماکن آسیبدیده و خانههای مسکونی در اولویت دولت قرار دارد. این موضوع میتواند تقاضای سیمان را حتی نسبت به قبل از جنگ نیز افزایش دهد. از طرفی 6ماهه اول سال پیک تقاضای محصولات سیمانی است که میتواند نیاز به سیمان را در کشور افزایش دهد. بر این اساس درآمد و سودآوری صنعت سیمان میتواند حتی نسبت به گذشته بهبود چشمگیری را تجربه کند.
خط قرمزی که همچنان سبز است
در میان فهرست شرکتهای آسیبدیده نام دو غول داروسازی ایران دیده میشود. این موضوع در نگاه اول میتواند نگرانکننده باشد. با این حال واقعیت این است که صنعت داروی ایران بسیار بزرگتر و متنوعتر از آن است که با آسیب به یک یا دو شرکت متوقف شود. بخش قابلتوجهی از این صنعت به ویژه شرکتهایی که بر تولید داروهای گیاهی و مکملها متمرکز هستند یا از مواد اولیه داخلی استفاده میکنند همچنان سالم و فعال است.
نخستین و مهمترین بخش سالم در داروسازی ایران تولیدکنندگان داروهای گیاهی هستند. شرکتهایی مانند گل دارو، باریج اسانس، سبحان دارو، رازک و بسیاری دیگر با استفاده از گیاهانی که در دامنههای البرز و زاگرس، دشتهای کرمان و خراسان و جنگلهای شمال کشور میروید به تولید انبوه داروهای گیاهی و مکملهای طبیعی میپردازند. این شرکتها کوچکترین وابستگی به پتروشیمی، واردات یا زیرساختهای پیچیده ندارند و با قدرت به کار خود ادامه میدهند. دومین بخش سالم، تولیدکنندگان مواد اولیه دارویی در داخل کشور هستند. شرکتهایی مانند داروسازی زهراوی، داروسازی امین، داروسازی تهران شیمی و داروسازی الحاوی بخش قابلتوجهی از مواد اولیه مورد نیاز صنعت دارو را در داخل تولید میکنند. این شرکتها که عمدتا در مناطق امنتری مستقر هستند همچنان فعالند و میتوانند نیاز سایر شرکتهای داروسازی را تامین کنند.
سومین عامل امیدوارکننده واردات بخش عظیمی از داروهای حیاتی و مورد نیاز کشور از طریق کشورهای دوست و همسایه همچون پاکستان، روسیه و همینطور عراق است. در دوران جنگ چند کشتی مواد دارویی از طریق کشورهای دوست و همسایه به داخل کشور ارسال شد که این داروهای حیاتی میتوانند بخش زیادی از نیاز داخل کشور را تامین کنند و از این منظر ایران را از بحران نجات دهند.
بازیافت؛ جایگزین واردات خمیر کاغذ
صنایع سلولزی ایران که شامل تولید کاغذ تحریر، کاغذ روزنامه، کاغذ کرافت برای بستهبندی مقوا، دستمال کاغذی، پوشک بچه و محصولات مشابه مورد استفاده قرار میگیرد، یکی دیگر از بخشهای تابآور اقتصاد کشور در شرایط جنگ است.
بازیافت کاغذ و مقوا در ایران سالهاست که به صورت جدی دنبال میشود. دهها کارخانه کوچک و بزرگ در سراسر کشور با جمعآوری کاغذ باطله از سطح شهر آن را به خمیر کاغذ تبدیل کرده و دوباره به کاغذ و مقوای باکیفیت تبدیل میکنند. کارخانههای چوکا در مازندران و صفا در اصفهان و صنایع چوب و کاغذ مازندران از جمله این واحدها هستند. با این حال باید چند نکته مهم را در نظر گرفت. صنعت بازیافت ایران پیش از جنگ بهطور متوسط بین 30تا 40 درصد از نیاز صنایع سلولزی را تامین میکرد و مابقی از طریق واردات خمیر کاغذ از کشورهایی مانند روسیه، برزیل و کانادا تامین میشد. با بسته شدن راههای دریایی به دلیل محاصره تنگه هرمز این واردات به شدت کاهش یافته است. صنعت بازیافت هرچند فعال است اما ظرفیت جبران صددرصدی کمبود را ندارد. خمیرکاغذ بازیافتی کیفیت پایینتری نسبت به خمیر کاغذ اولیه دارد و برای تولید محصولات باکیفیتی مانند کاغذ تحریر مرغوب یا دستمال کاغذی نرم و مقاوم کارآیی کامل ندارد. این موضوع به ویژه در تولید محصولات بهداشتی که با پوست و بدن انسان تماس مستقیم دارند بسیار حائز اهمیت است. استانداردهای بهداشتی ایجاب میکند که درصد مشخصی از مواد اولیه این محصولات از خمیر کاغذ اولیه و با کیفیت بالا تامین شود.
از طرفی باید در نظر داشت که جمعآوری کاغذ باطله در شرایط جنگ با اختلال مواجه میشود. نیروی انسانی کمتر در سطح شهرها تردد میکند. سیستم حملونقل شهری مختل شده و بسیاری از مراکز تولید کاغذ باطله مانند ادارات، چاپخانهها و مراکز تجاری در چنین شرایطی تعطیل یا نیمه تعطیل هستند. این موضوع باعث کاهش قابلتوجه حجم کاغذ باطله جمعآوری شده میشود.
گنجینهای در دل خاک ایران
مهمترین ویژگی صنعت معادن ایران این است که مواد اولیه مورد نیاز بسیاری از صنایع داخلی از دل همین معادن تامین میشود و کوچکترین وابستگی به واردات یا محصولات پتروشیمی و فولاد ندارد. سنگآهک، گچ، مرمر، تراورتن، گرانیت، سنگهای تزئینی، سیلیس، فلدسپات، کائولن، بنتونیت و صدها ماده معدنی دیگر در نقاط مختلف ایران به وفور یافت میشود و استخراج آنها ارتباطی با صنایع فولاد و پتروشیمی که در جنگ آسیب دیدهاند ندارد.
آسیبپذیری پایین صنعت معادن در برابر حملات نظامی نیز از نقاط قوت این بخش است. معادن معمولا در مناطق دورافتاده و کوهستانی و نقاطی که تمرکز جمعیتی و صنعتی پایینی دارند قرار گرفتهاند. این پراکندگی جغرافیایی وسیع و موقعیت دوردست آنها هدف قرار دادن معادن را برای حملات نقطه زن دشمن به شدت دشوار و بیصرفه میکند. صنعت سنگ و مصالح ساختمانی یکی از زیربخشهای مهم معادن ایران است. معادن مرمر در استانهای کرمان و یزد، معادن تراورتن در استانهای محلات و اصفهان، معادن گرانیت در استانهای آذربایجان شرقی و خراسان، همگی با قدرت به کار خود ادامه میدهند. صنعت شیشه و بلور نیز از جمله صنایعی است که مواد اولیه آن عمدتا از معادن داخلی تامین میشود. سیلیس، کربنات سدیم و دولومیت از معادن داخلی استخراج میشود. کارخانههای تولید شیشه ساختمانی، شیشه جام، بلور، شیشههای صنعتی و آزمایشگاهی در شهرهای مختلف ایران فعال هستند و خط تولید آنها همچنان به کار خود ادامه میدهد.
مصونیت کاشیسرامیکها
صنعت کاشی و سرامیک ایران به دلیل دسترسی به مواد اولیه داخلی و خودکفایی در زنجیره تامین، در جنگ کنونی آسیب جدی ندیده و همچنان با قدرت به کار خود ادامه میدهد. ایران در حال حاضر پنجمین تولیدکننده بزرگ کاشی و سرامیک در جهان است و محصولات این صنعت به بیش از 50 کشور جهان صادرات میشود. نخستین و مهمترین دلیل تابآوری صنعت کاشی و سرامیک ایران، دسترسی به منابع غنی مواد اولیه داخلی است. کائولن که به طلای سفید صنعت سرامیک معروف است در استانهای زنجان و آذربایجان به وفور یافت میشود. فلدسپات که ماده اصلی ایجاد استحکام و شیشهای شدن سطح کاشی است در معادن یزد و کرمان استخراج میشود. سیلیس که به عنوان عامل شیشهساز و افزایش دهنده استحکام عمل میکند نیز در سراسر ایران یافت میشود. سایر مواد اولیه مانند تالک، کوارتزیت و انواع خاکهای معدنی نیز از معادن داخلی تامین میشود. نکته مهم این است که صنعت کاشی و سرامیک به محصولات پتروشیمی و فولاد وابستگی ندارد. مواد اولیه این صنعت کاملا معدنی است و از دل خاک ایران استخراج میشود.
آیا بخش خدمات در برابر حملات مصون است؟
صنعت ارتباطات و حوزه گسترده خدمات در ایران بهرغم اینکه برخلاف صنایع فولاد و پتروشیمی هدف مستقیم حملات موشکی و نقطه زن دشمن قرار نگرفتهاند، به دلیل ماهیت ذاتا شکننده و وابسته خود به شدت آسیب دیدهاند. صنعت ارتباطات با قطع کامل اینترنت جهانی و حملات سایبری پیچیده به تجهیزات شبکه مواجه شده است بهطوری که سرورها و تجهیزات ساخت شرکتهای آمریکایی مانند سیسکو و فورتینت در سراسر کشور از کار افتاده و دسترسی حدود 90میلیون ایرانی به اینترنت جهانی بهطور کامل قطع شده است.
بخش حملونقل دیگر حوزه خدماتی کشور است که در جنگ اخیر آسیب شدیدی را متحمل شد. در بخش زمینی حمله دشمن به انبار ذخایر مرز مهران و همچنین حمله به شرکتهای بزرگ صنعت پتروشیمی و فولادی موجب شد تا تقاضا برای جابهجایی به حداقل برسد. در حال حاضر حمل زمینی عمدتا به مرسولات پستی، شرکتهای غذایی، کاشیسرامیکها، معادن و مصالح ساختمانی مربوط میشود. این در حالی است که عمده حمل زمینی کشور مختص به صنایع مادر همچون پتروشیمیها و فولادیها بود.
در بخش هوایی تعلیق 60روزه پروازها موجب شد تا صنعت هواپیمایی کشور با بحران جدی مواجه شود. متاسفانه در این بخش آسیبهای جدی به هواپیماهای کشور وارد شد و کشور را با کمبود هواپیما مواجه ساخت. نزول درآمدی شرکتهای مسافربری موجب شد تا کاهش چشمگیری در درآمد و سود این شرکتها صورت گیرد. بیش از 80 درصد صادرات کشور از طریق لجستیک دریایی صورت میگیرد که عمدتا شامل نفت است. حالا با محاصره تنگه هرمز صنعت بزرگ حملونقل از مسیر دریایی نیز با آسیب جدی مواجه شده است. لجستیک ریلی که عمدتا مختص به شرکتهای بزرگ فولادی کشور است، در این جنگ منبع درآمدی خود را از دست دادهاند. یکی دیگر از منابع درآمدی صنعت ریلی به بحث حمل مسافر بر میگردد. با بسته شدن مرز هوایی و رسیدن فصل مسافرتهای نوروزی، بسیاری از مردم مسافرت با قطار را ترجیح دادند. هرچند که کشور در شرایط جنگی به سر میبرد و قطعا تقاضا همچون سالهای گذشته نبود، اما باز هم درآمد صنعت ریلی نسبت به سایر حوزههای حملونقل کمتر دچار آسیب شد.