آمریکا در دو راهی دشوار

معضل ترامپ پس از بن‌بست اسلام‌آباد

به گزارش نیویورک‌تایمز، شکست جی. دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور، در کسب امتیازاتی که ایالات متحده در یک جلسه مذاکره طولانی‌مدت بر سر برنامه هسته‌ای ایران از این کشور درخواست کرده بود، جای تعجب نداشت. اما حالا چه؟ این شکست، دولت ترامپ را با چندین گزینه نامطلوب روبه‌رو می‌کند: مذاکره طولانی با تهران بر سر آینده برنامه هسته‌ای آن، یا از سرگیری جنگی که در حال حاضر بزرگ‌ترین اختلال انرژی را در دوران مدرن ایجاد کرده است، و احتمال یک مبارزه طولانی بر سر اینکه چه کسی تنگه هرمز را کنترل می‌کند.

مقامات کاخ سفید گفتند که در مورد اعلام گام بعدی دولت، به رئیس‌جمهور ترامپ که برای تماشای مسابقه یواف‌سی (UFC) به فلوریدا سفر کرده بود، ارجاع می‌دهند. اما هر یک از این مسیرها، دارای معایب استراتژیک و سیاسی قابل‌توجهی است. ونس درباره آنچه در طول بیش از ۲۱ ساعت مذاکره اتفاق افتاد، اطلاعات کمی ارائه داد و اظهار کرد که او به ایرانی‌ها پیشنهادی برای پایان دادن دائمی به برنامه هسته‌ای‌شان داده است که در آن قید شده بود «یا قبول کن یا رد کن» و آنها بعد از ارائه این پیشنهادات اسلام‌آباد را ترک کردند. از این نظر، به نظر می‌رسد این مذاکره تفاوت چندانی با مذاکره‌ای که در اواخر فوریه در ژنو به بن‌بست رسید، نداشته است. این بن‌بست منجر به صدور دستور ۴۰ روز حملات موشکی و بمباران در سراسر ایران شد. اما شرط‌ بندی ترامپ، که او چندین بار در ماه گذشته آن را توصیف کرد، این بود که ایران پس از مواجهه با نمایش عظیم قدرت نظامی آمریکا، که طبق گزارش پنتاگون بیش از ۱۳هزار هدف مورد اصابت قرار گرفته است، نظر خود را تغییر خواهد داد. ایرانی‌ها، به نوبه خود، مصمم بودند نشان دهند که مقدار مهمات آمریکایی آنها را وادار به عقب‌نشینی نخواهد کرد.

شاید این تغییر کند. اما ترس دولت از درگیر شدن در یک گفت‌وگوی پیچیده و طولانی با ایران کاملا محسوس است. ترامپ معتقد است که او پیروز این درگیری شده است و بنابراین، همان‌طور که استیو ویتکاف، فرستاده ویژه، می‌گوید، ایران باید به سادگی «تسلیم» شود. در گذشته اینگونه نبود. آخرین توافق بزرگ بین تهران و واشنگتن که در دوران دولت اوباما به دست آمد، دو سال به طول انجامید و پر از مصالحه بود؛ از جمله اجازه دادن به ایران برای نگهداری مقدار کمی از ذخایر هسته‌ای خود و برداشتن تدریجی محدودیت فعالیت‌های هسته‌ای ایران تا سال ۲۰۳۰. اما بن‌بستی که ونس با آن مواجه شد، اساسا همان بن‌بستی بود که مذاکرات را در اواخر فوریه از مسیر خارج کرد و باعث شد ترامپ دستور حمله را صادر کند.

اهرم اصلی ترامپ اکنون در توانایی او برای تهدید به از سرگیری عملیات جنگی عمده نهفته است. به هر حال، آتش‌بس شکننده دو هفته‌ای در ۲۱ آوریل به پایان می‌رسد. اما اگرچه تهدید به از سرگیری عملیات جنگی ممکن است در روزهای آینده مطرح شود، اما این یک انتخاب سیاسی به‌خصوص عملی برای ترامپ نیست - و ایرانی‌ها این را می‌دانند. دونالد ترامپ هفته گذشته آتش‌بس را تا حد زیادی برای جلوگیری از درد ناشی از ازدست دادن ۲۰ درصد از ذخایر نفت جهان اعلام کرد که باعث افزایش شدید قیمت بنزین، کمبود کود و در میان سایر منابع حیاتی، هلیوم برای تولید نیمه‌رساناها شده بود.

بازارها به چشم‌انداز توافق، حتی یک توافق ناقص یا نامطلوب، واکنش مثبت نشان دادند و رشد کردند. اگر جنگ از سر گرفته شود، به احتمال زیاد بازارها سقوط خواهند کرد، کمبودها تشدید می‌شوند و تورم که در حال حاضر به ۳.۳ درصد رسیده است، تقریبا به طور حتم افزایش خواهد یافت. و این، فوری‌ترین مساله را باقی می‌گذارد: بازگشایی تنگه هرمز. ایرانی‌ها در شرح خود از این دیدار، این موضوع را در رأس فهرست مسائل مطرح شده قرار دادند. وزارت امور خارجه ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد: «در ۲۴ ساعت گذشته، بحث‌هایی در مورد ابعاد مختلف موضوعات اصلی از جمله تنگه هرمز، مساله هسته‌ای، غرامت جنگی، لغو تحریم‌ها و پایان کامل جنگ علیه ایران انجام شد.»

این فهرست قابل‌توجهی بود، زیرا بسته شدن تنگه تا پس از شروع جنگ و زمانی که ایرانی‌ها تصمیم به استفاده از قدرتمندترین سلاح خود برای ایجاد هرج‌مرج اقتصادی گرفتند، به یک مساله تبدیل نشده بود. اکنون کنترل این آبراه در میان سایر خواسته‌های ایران گره خورده است، از جمله اینکه ایالات متحده خسارت وارده به ایران در جریان حملات بمباران و موشکی را بپردازد و تحریم‌های بیش از دو دهه علیه این کشور را لغو کند. ایالات متحده پیشنهاد اول را رد کرده و گفته است که دومی تنها به تدریج و همزمان با اجرای تعهدات از سوی ایرانی‌ها امکان‌پذیر است.

  مذاکرات تمام شد، دیپلماسی تمام نشده است

سایت قطری الجزیره نیز در تحلیلی به آنچه که در اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا گذشت، پرداخت و نوشت، همگان می‌دانند که مذاکرات دیپلماتیک زمان‌گیر است. برخی پیشرفت‌ها حاصل شد و بنابراین، گرچه پیشرفت بزرگی صورت نگرفته است، اما مذاکرات اسلام‌آباد را نمی‌توان شکست نامید. ایالات متحده برای مذاکرات در پاکستان، معاون رئیس‌جمهور و یک هیات بسیار عالی‌رتبه را فرستاد. تنها بی‌اعتمادی که وجود داشت، عمدتا به استیو ویتکاف، فرستاده ویژه به خاورمیانه و جرد کوشنر، داماد رئیس‌جمهور ترامپ، مربوط می‌شد که بسیاری از مردم می‌گویند این دو با تلاش‌های دیپلماتیک هماهنگ نیستند.

 پاکستان گفته است که کانال ارتباطی باز خواهد ماند. شاید در مرحله‌ای، پس از آنکه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور، به واشنگتن بازگردد، با دولت آنجا گفت‌وگو کند و با پاسخی بازگردد. بنابراین ما احتمال مذاکرات بیشتر را رد نمی‌کنیم. مذاکرات قبلی با ایران و ایالات متحده، برای مثال، سال‌ها ادامه داشته تا به توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵ منجر شود. بنابراین، این موضوع زمینه‌های زیادی برای پوشش دادن داشت، و اکنون زمینه‌های بسیار بیشتری نسبت به گذشته وجود دارد. چون در واقع اکنون مسائلی ناشی از جنگ به وجود آمده، از جمله مساله اصلی تنگه هرمز. ما اکنون در وضعیتی هستیم که دیپلماسی در اسلام‌آباد به پایان رسیده، اما آیا دیپلماسی تمام شده است؟ این سوال بزرگی است که در مورد اتفاقات ساعات آینده مطرح می‌شود و ما هنوز از تنها فردی که باید در این مورد نظرش را بگوید، چیزی نشنیده‌ایم. ما از جی‌دی ونس شنیده‌ایم که چه چیزی قابل دستیابی نبوده، و به نظر می‌رسد معاون رئیس‌جمهور چنین القا می‌کند که یک توافق، یک پیشنهاد آمریکایی روی میز وجود دارد و ایران هنوز می‌تواند به آن نگاه کند و در مورد آن پاسخ دهد. آن سوی تیره و تار دیپلماسی همین است، بازگشت به جنگ. البته، هنوز آتش‌بس برقرار است و حدود ۱۰ روز دیگر نیز زمان باقی مانده، و پاکستانی‌ها و کل جامعه بین‌المللی، به جز اسرائیل، خواهان آن هستند که این آتش‌بس تا پایان خود ادامه یابد.