صف‌ میلیونی پشت در بورس

 از سویی، حرکت پیوسته بازارهای موازی در همین بازه زمانی، فاصله‌ای میان قیمت‌ها و انتظارات ایجاد کرده که در آستانه بازگشایی، خود را به‌صورت یک ابهام بزرگ نشان می‌دهد. این وضعیت در حالی است که مجموعه‌ای از نگرانی‌ها نیز در سطح سیاستگذاری‌ها شکل گرفته است. در هفته‌های اخیر حساسیت بسیاری در مورد نحوه از سرگیری معاملات ایجاد شده است. به باور تحلیلگران سیاستگذاری اشتباه، می‌تواند به سرعت به موجی از واکنش‌های هیجانی در سمت عرضه یا تقاضا تبدیل شود. بازار در واقع در شرایطی قرار دارد که به‌دلیل هیجان‌های تخلیه‌نشده، در لحظه نخست بازگشایی، ممکن است با تخلیه یا تشدید برخی رفتارهای معاملاتی درگیر شود.

همین مباحث، بازگشایی را به یکی از غیرقابل‌پیش‌بینی‌ترین اوضاع تبدیل کرده است. بسیاری از کارشناسان می‌گویند، با توجه به اینکه اطلاع دقیقی در مورد نحوه بازگشایی بازار سهام وجود ندارد، چشم‌انداز روشنی از نخستین روزهای بازگشایی نمی‌توان به تصویر کشید، حتی دامنه افت احتمالی نیز قابل برآورد نیست و برآیند عرضه‌های انباشته می‌تواند شدت ریزش را فراتر از پیش‌بینی‌ها رقم بزند. آنها معتقدند، ترس سیاستگذار ممکن است صرفا محدود به ریزش احتمالی شاخص‌ها نباشد، از این رو ناتوانی در مدیریت همزمان هیجان تخلیه نشده و فاصله ایجادشده با سایر بازارها نیز می‌تواند وضعیت نخستین روزهای بازگشایی را به مخاطره بکشاند. افزون بر این مساله فاصله قیمتی که طی این مدت بین بازارها شکل گرفته نیز هنوز در تابلوی معاملات تخلیه نشده است.

فنر فشرده هیجانات

تعطیلی طولانی‌مدت بازار سهام، معامله‌گران را از واکنش طبیعی به اخبار و تحولات محروم کرده است. در شرایط عادی، هر شوک سیاسی و اقتصادی، به‌تدریج در قیمت‌ها تخلیه می‌شود؛ اما حالا این روند متوقف شده و به‌جای آن، فشار هیجانی احتمالی شکل گرفته است. سرمایه‌گذارانی که در حالت عادی ممکن بود در چند مرحله تصمیم بگیرند، اکنون با یک تصمیم بزرگ در روز بازگشایی مواجهند. این یعنی احتمال بروز رفتارهای هیجانی به‌مراتب بیشتر از گذشته است. نه فروشندگان می‌دانند در چه سطحی باید عرضه کنند و نه خریداران تصویر روشنی از ارزش دارایی‌ها دارند. به همین دلیل به نظر می‌رسد، بازار مستعد نوسانات شدید است. یکی از مهم‌ترین نگرانی‌ها درباره بازگشایی، به‌روز اول بازمی‌گردد. روزی که می‌تواند جهت کوتاه‌مدت بازار را تعیین کند. تحلیلگران چند سناریوی محتمل را در همین مورد مطرح می‌کنند. سناریوی اول به شوک منفی و صف‌های فروش

 گسترده گره می‌خورد. ترس انباشته‌شده به‌صورت عرضه گسترده ظاهر می‌شود و بازار با فشار فروش سنگین آغاز می‌کند. در سناریوی دوم، بخشی از فروشندگان و خریداران از نظر رفتاری به تعادل نسبی می‌رسند، اما بازار همچنان با نوسانات بالا همراه است. سناریوی سوم یک سناریوی خوش‌بینانه است. در صورتی که انتظارات مثبت تقویت شده باشد، ممکن است تقاضا به‌صورت ناگهانی افزایش یابد و بازار با رشد سریع آغاز شود.

کارشناسان، آخرین سناریو را نوسان رفت‌وبرگشتی می‌دانند. در این وضعیت که حاصل هیجان خرید و فروش است بازار، به‌ویژه در روزهای ابتدایی، از دستیابی به یک جهت مشخص بازمی‌ماند. آنچه این سناریوها را پیچیده‌ می‌کند، نبود مرجع قیمتی به‌روز است. وقتی قیمت‌ها برای بیش از دو ماه به‌روزرسانی نشده‌اند، هر قیمتی می‌تواند محل ابهام باشد.

چرا سیاستگذار محتاط است؟

برخی کارشناسان میگویند، تداوم تعطیلی بورس به احتیاط سیاستگذار بازمی‌گردد. این احتیاط ریشه در چند نگرانی اصلی دارد. 

۱. ترس از بی‌ثباتی سیستماتیک. بازار سرمایه، به‌دلیل تنوع بازیگران بورسی، می‌تواند به‌سرعت وارد حاشیه شود. یک ریزش شدید در روزهای ابتدایی، ممکن است اثرات منفی به‌دنبال داشته باشد.

۲. نبود چشم‌انداز روشن از متغیرهای کلان. در شرایطی که متغیرهای اثرگذار بر روند بازار (از سیاست خارجی تا نرخ ارز) هنوز به ثبات نرسیده‌اند، بازگشایی بازار می‌تواند به معنای انتقال مستقیم این نااطمینانی‌ها به قیمت سهام باشد.

 ۳. تجربه‌های گذشته. حافظه تاریخی بازار نشان می‌دهد که بازگشایی‌های ناگهانی پس از وقفه‌های طولانی، اغلب با نوسانات شدید همراه بوده‌اند. همین تجربه‌ها، سطح ریسک‌گریزی سیاستگذار را افزایش داده است.

 ۴. نگرانی از تشدید رفتارهای هیجانی. در بازاری که امکان تعدیل تدریجی قیمت‌ها وجود نداشته، احتمال رفتارهای هیجانی بیشتر است. سیاستگذار به‌خوبی می‌داند که کنترل این رفتارها پس از شروع، بسیار دشوار خواهد بود.

شکاف قیمتی بورس و بازارهای موازی

درحالی‌که بورس همچنان تعطیل است، سایر بازارها مسیر خود را رفته‌اند. این موضوع باعث شده نوعی شکاف قیمتی و انتظاری شکل بگیرد. سرمایه‌گذاران با مشاهده رشد یا تغییرات در بازارهای موازی، انتظارات جدیدی پیدا کرده‌اند که هنوز در قیمت سهام منعکس نشده است. این فاصله، یکی از دلایل اصلی نگرانی درباره بازگشایی است. چراکه بازار سهام ممکن است در همان روزهای ابتدایی تلاش کند این فاصله را جبران کند. بنابراین فرآیند مذکور می‌تواند با نوسانات شدید همراه باشد.

انفجار یا تخلیه تدریجی؟

اما سوال کلیدی این است که آیا بازگشایی بورس به تخلیه تدریجی فشار انباشته منجر می‌شود یا هیجان سرکوب‌شده در قالب نوسانات سنگین بروز می‌کند؟ نبود کشف قیمت در هفته‌های اخیر، سناریوی روز اول را به وضعیتی مبهم تبدیل کرده که جهت بازار را به رفتارهای هیجانی گره می‌زند. با این حال برای پاسخ به این پرسش باید نحوه مدیریت بازگشایی را در نظر گرفت. اگر ابزارهایی برای کنترل نوسان و هدایت جریان معاملات در نظر گرفته شود، احتمال تخلیه تدریجی هیجان افزایش می‌یابد. در غیر این صورت، بازار ممکن است در همان ابتدا با شوک‌های سنگین مواجه شود.

دوراهی سیاستگذار

سیاستگذار اکنون در یک دوراهی سرنوشت‌ساز قرار دارد. از یک‌سو، ادامه تعطیلی می‌تواند به فرسایش اعتماد و افزایش ابهام منجر شود و از سوی دیگر، بازگشایی بدون آمادگی، ریسک بی‌ثباتی را بالا می‌برد. این دوراهی، تصمیم‌گیری را پیچیده کرده است. هرچه زمان می‌گذرد، هزینه‌های هر دو گزینه افزایش می‌یابد. تعطیلی طولانی‌تر، فاصله بورس با واقعیت‌های اقتصادی را بیشتر می‌کند و بازگشایی  بدون آمادگی، شوک قیمتی را تشدید خواهد کرد. بازار سهام پس از 68روز تعطیلی، در آستانه یکی از حساس‌ترین روزهای خود قرار گرفته است. فشار هیجانی، نبود مرجع قیمتی، فاصله با رقبا و بازارهای موازی و نگرانی‌های سیاستگذار، همگی عواملی هستند که بازگشایی را به یک رویداد پرریسک تبدیل کرده‌ است. در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین عامل در حال حاضر نحوه بازگشایی است. اینکه آیا این فنر فشرده به‌آرامی آزاد می‌شود یا با جهشی ناگهانی، بازار را وارد دوره‌ای تازه از نوسانات می‌کند.

جای خالی بورس

در 2ماهی که بورس به‌دلیل توقف معاملات از جریان عادی قیمت‌گذاری خارج شده، بازارهای موازی به مسیر طبیعی خود ادامه داده‌اند و همین موضوع باعث شده بخشی از جریان نقدینگی به سمت دارایی‌های جایگزین حرکت کند. در این شرایط، بازارهایی مانند ارز، طلا و حتی برخی بازارهای کالایی، نقش پررنگ‌تری در شکل‌دهی انتظارات سرمایه‌گذاران پیدا کرده‌اند. در غیاب بورس، بازارهای موازی نسبت به اخبار سیاسی و اقتصادی واکنش نشان داده‌اند و همین ویژگی باعث شده وزن اثرگذاری آنها در تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت سرمایه‌گذاران افزایش پیدا کند. بنابراین بخشی از فعالان بازار برای سنجش جهت تحولات، به رفتار همین بازارها توجه می‌کنند. همین ویژگی باعث شده جذابیت نسبی آنها در مقایسه با بازار سهام افزایش یابد. در واقع، سرمایه‌گذارانی که به دنبال نقدشوندگی و واکنش سریع به تحولات هستند، در این بازه زمانی ترجیح داده‌اند به سمت بازارهایی حرکت کنند که امکان معامله در آنها محدود نشده است.

از سوی دیگر، بخشی از سرمایه که در شرایط عادی می‌توانست وارد بازار سهام شود، در بازارهای موازی وارد شده است. این موضوع به تغییر در الگوی انتظارات نیز منجر شده است. افزایش توجه به دارایی‌های امن‌تر نشان‌دهنده تغییر رفتار سرمایه‌گذاران در مواجهه با عدم قطعیت‌های موجود است. البته این وضعیت به معنای برتری دائمی بازارهای موازی نیست. بخش مهمی از این تحرک، ناشی از غیبت بازار سهام در فرآیند کشف قیمت است. در صورت بازگشایی بورس و بازگشت جریان معاملات، بخشی از این جابه‌جایی می‌تواند معکوس شود و نقش بازارها دوباره در چارچوب تعادل جدید تعریف شود. با وجود این، اثر دوره تعطیلی بر رفتار سرمایه‌گذاران و انتظارات شکل‌گرفته در این مدت، می‌تواند در کوتاه‌مدت همچنان باقی بماند و مسیر حرکت سرمایه‌های خرد را تحت تاثیر قرار دهد.