پول‌های سرگردان در تله ابهام

البته آنچه در این میان حائز اهمیت است صرفا زمان بازگشایی بازار نیست، بلکه نحوه بازگشت بازار و میزان توان آن در بازسازی اعتماد از دست‌رفته نیز از نگاه کارشناسان مهم ارزیابی می‌شود. این مساله آینده حضور سرمایه‌ها در بورس را تعیین خواهد کرد. این اعتماد زمانی برمی‌گردد که سیاستگذاری‌ها دوباره شفاف و قابل پیش‌بینی شود. تجربه نشان می‌دهد سرمایه‌گذار در شرایط ابهام از بی‌خبری و تصمیم‌های ناگهانی آسیب می‌بیند. از این رو مهم‌ترین استراتژی این است که ابهام جای خود را به اطلاعات دقیق بدهد. نه مصاحبه‌های کلی، ارائه گزارش‌های روشن و منظم درباره وضعیت شرکت‌ها، میزان خسارت‌ها و چشم‌انداز فعالیت آنها می‌تواند از نگرانی سرمایه‌گذاران بکاهد. هرچه این اطلاعات شفاف‌تر و به‌روزتر باشد، تصمیم‌گیری هم منطقی‌تر می‌شود و بازار کمتر به سمت رفتارهای هیجانی و ریزش‌های دسته‌جمعی شاخص‌ها حرکت می‌کند.

نبود نقشه راه

وضعیت بازار سهام و تعطیلی ادامه‌دار آن در حالی به قوت خود باقی است که همچنان جای یک نقشه راه شفاف برای بازگشایی خالی است. حتی اگر زمان دقیق مشخص نباشد، باید چارچوب‌ها روشن شود. کارشناسان معتقدند، بازگشایی تدریجی یا یک‌مرحله‌ای، محدودیت دامنه نوسان در روزهای نخست، نقش بازارگردان‌ها و مداخله نهادهای حمایتی، باعث می‌شود بازار به وضعیتی پیش‌بینی‌پذیر بازگردد و اعتماد‌سرمایه‌گذار احیا شود. اما در حال حاضر سرمایه‌گذار نمی‌داند، فردا با چه قواعدی مواجه می‌شود.

از سویی، تعطیلی بازار سهام یک پیام روشن به سرمایه‌گذاران مخابره می‌کند؛ ریسک جدی همچنان پابرجاست. همین برداشت، به‌تدریج حس نااطمینانی را تشدید کرده و می‌تواند به افزایش نگرانی و حتی ترس در میان فعالان بازار منجر شود. در این شرایط سرمایه‌گذار ترجیح می‌دهد رویکردی محتاطانه را در پیش بگیرد و از دارایی‌های پرریسک فاصله بگیرد. این وضعیت تصمیم‌گیری را دشوار می‌کند و باعث تعویق ورود سرمایه‌های جدید به بازار نیز می‌شود. در نتیجه، هرچه این شرایط طولانی‌تر شود، فاصله ذهنی سرمایه‌گذاران با بازار سرمایه بیشتر می‌شود و بازگرداندن آنها به چرخه معاملات با چالش جدی‌تری همراه خواهد شد. این در حالی است که سیاستگذار با ایجاد سازوکارهای تخلیه فشار قبل از بازگشایی می‌تواند بازار را باز کند و از شوک روز اول بکاهد. در کنار آن، ابزارهای پوشش ریسک مانند بیمه پرتفو، قراردادهای مشتقه ساده و اوراق اختیار فروش، به سرمایه‌گذار امکان می‌دهد بدون خروج کامل، ریسک خود را مدیریت کند.

حتی با تقویت نقدشوندگی از طریق بازارگردانی حرفه‌ای می‌تواند بازار را مدیریت کند. حضور فعال و متعهد بازارگردان‌ها با منابع کافی و افزایش دامنه نوسان حس قفل شدن را از بین می‌برد. در همین رابطه یک کارشناس بازار سرمایه با اشاره به تداوم تعطیلی معاملات سهام، بر پیامدهای این وضعیت بر رفتار سرمایه‌گذاران تاکید کرد و گفت: طولانی شدن تعطیلی بازار، به‌ویژه با عبور از مرز ۵۰روز، نقدشوندگی را از مهم‌ترین بخش بازار سرمایه سلب کرده و این موضوع به شکل مستقیم بر سطح اعتماد فعالان بازار اثر گذاشته است. او اظهار کرد: در این مدت، بسیاری از سهامداران امکان فروش دارایی‌های خود را نداشته‌اند و این مساله برای گروهی که نیاز فوری به دارایی نقد دارند یا با اعتبار وارد بازار شده‌اند، مشکلات جدی ایجاد کرده است. به اعتقاد او، وضعیت مذکور نه‌تنها تصمیم‌گیری را برای سرمایه‌گذاران دشوار کرده است، بلکه باعث شده احساس نااطمینانی و نگرانی در میان آنها افزایش یابد.

تکرار یک تجربه

این کارشناس افزود: در کنار این موضوع، باید به اثرات روانی ناشی از تجربه‌های گذشته نیز توجه کرد. اتفاقاتی که در سال۹۹ رخ داد، همچنان در ذهن بسیاری از سرمایه‌گذاران باقی مانده و همین موضوع باعث شده سطح اعتماد به بازار سرمایه به‌طور کامل ترمیم نشود. به گفته او، یکی از نتایج آن دوره، کاهش وزن بازار سهام در کل بازار سرمایه و انتقال بخشی از منابع به سایر ابزارها بوده است.

او ادامه داد: در سال‌های اخیر، سهم صندوق‌های درآمد ثابت و صندوق‌های کالایی در ترکیب بازار سرمایه افزایش یافته و اکنون بخش قابل‌توجهی از نقدینگی به این ابزارها منتقل شده است. درحالی‌که در گذشته، بازار سهام نقش پررنگ‌تری در جذب سرمایه‌ها داشت. این تغییر ترکیب، به‌نوعی نشان‌دهنده ترجیح سرمایه‌گذاران به ابزارهای کم‌ریسک‌تر در شرایط نااطمینانی است.

این کارشناس با تاکید بر ماهیت ریسک در بازارهای مالی بیان کرد: تصور بدون‌ریسک بودن برخی ابزارها، برداشت دقیقی نیست. حتی صندوق‌های درآمد ثابت نیز در معرض ریسک‌هایی مانند تغییر نرخ سود و ریسک‌های سیستماتیک قرار دارند. به گفته او، در شرایطی مانند جنگ، احتمال بروز اختلال در بازپرداخت برخی اوراق یا کاهش توان مالی ناشران افزایش می‌یابد.

او افزود: در بازارهای کالایی نیز ریسک‌های متعددی وجود دارد. از جمله نوسانات قیمت جهانی، تغییرات نرخ ارز و حتی ریسک‌های عملیاتی مانند آسیب به زیرساخت‌های نگهداری کالا. بنابراین، انتقال سرمایه از بازار سهام به این ابزارها به معنای حذف ریسک نیست، بلکه تنها تغییر نوع ریسک محسوب می‌شود.

او تاکید کرد: سرمایه‌گذاران با آگاهی از این ریسک‌ها وارد بازار می‌شوند و اصولا بازدهی نیز در ازای پذیرش همین ریسک‌ها حاصل می‌شود. در عین حال، کارکرد اصلی بازار سرمایه، فراهم کردن بستر نقدشوندگی و امکان تامین مالی برای بنگاه‌هاست. این مساله در شرایط فعلی با اختلال مواجه و به یکی از دغدغه‌های اصلی فعالان بازار تبدیل شده است.

حجت سرهنگی، در ادامه با اشاره به سناریوهای پیش‌روی اقتصاد گفت: می‌توان سه وضعیت کلی را در نظر گرفت. دستیابی به توافق و بهبود شرایط، تداوم درگیری‌ها و افزایش ریسک‌ها یا شکل‌گیری یک وضعیت میانی با آتش‌بس شکننده. به گفته او، در هر یک از این سناریوها، رفتار بازار و تصمیم سرمایه‌گذاران متفاوت خواهد بود و لازم است فعالان بازار با در نظر گرفتن این احتمالات، استراتژی خود را تنظیم کنند.

او افزود: نقش سیاستگذار در مدیریت انتظارات بسیار مهم است. ارائه اطلاعات شفاف، تعیین تکلیف وضعیت بازار و طراحی سازوکارهای مناسب برای بازگشایی می‌تواند از شدت نگرانی‌ها بکاهد. در مقابل، ادامه بلاتکلیفی و نبود چشم‌انداز مشخص، می‌تواند به تشدید بی‌اعتمادی منجر شود.

این تحلیلگر بازارهای مالی اظهار کرد: با توجه به ویژگی‌های اقتصاد ایران، ریسک همواره بخشی جدایی‌ناپذیر از بازارها خواهد بود و نمی‌توان انتظار حذف کامل آن را داشت. بنابراین، سرمایه‌گذاران باید با شناخت و مدیریت این ریسک‌ها تصمیم‌گیری کنند. در عین حال، برای بازسازی اعتماد، ضروری است شرایطی فراهم شود که نقدشوندگی به بازار بازگردد و بازگشایی معاملات با برنامه‌ریزی دقیق، حمایت هدفمند و هماهنگی میان نهادهای مرتبط انجام شود تا کمترین آسیب متوجه فعالان بازار شود و زمینه بازگشت تدریجی اعتماد فراهم شود.