قفل 50 روزه بورس

پروانه کُبره :  درحالی‌ که تعطیلی بورس تهران وارد پنجاهمین روز شــده اســت، کماکان افق بازگشایی بازار سرمایه مبهم به نظر می‌رســد. با وجود فعالیت محدود برخی از ابزارهای کم ریسک بازار، واقعیت از افزایش نگرانی‌ها نسبت به زمان بازگشایی و مهم‌تر از آن نحوه بازگشایی بازار حکایت می‌کند. در صورتی که فضای سیاسی با بهبود روند مذاکرات همراه شود و تصمیم به آغاز معاملات بازار سهام گرفته شود، نحوه بازگشایی بورس تهران اهمیت بسزایی دارد. تجربه‌ ادوار گذشته نشان می‌دهد، بازگشت ناگهانی بازار پس از یک دوره توقف در شرایط بحرانی، می‌تواند به شکل‌گیری رفتارهای هیجانی و در نتیجه فشار فروش سنگین و ریزش دسته‌جمعی شاخص‌ها منجر شود. در همین راستا، کارشناسان بازار سرمایه بر ضرورت طراحی یک سناریوی محتاطانه برای بازگشت معاملات تاکید و مجموعه‌ای از راهکارها را برای مدیریت ریسک‌های اولیه بازگشایی مطرح می‌کنند.این راهکارها هدف اصلی آنها، کنترل هیجانات و جلوگیری از تشدید نوسانات در روزهای نخست بازگشت بازار است.

 چارچوب بازگشایی

از دیدگاه کارشناسان بازار سرمایه، طراحی یک چارچوب مرحله‌ای و کنترل‌شده برای بازگشایی، ضروری به نظر می‌رسد. نخستین و متداول‌ترین ابزار در چنین شرایطی، کاهش دامنه نوسان است. محدود کردن دامنه نوسان در روزهای ابتدایی بازگشایی می‌تواند از شکل‌گیری صف‌های فروش سنگین و ریزش‌های ناگهانی جلوگیری کند. این سیاست به بازار فرصت می‌دهد تا اطلاعات جدید را به‌تدریج در قیمت‌ها منعکس کند و از شوک‌های قیمتی بکاهد. البته این محدودیت باید موقتی و همراه با یک زمان‌بندی مشخص برای بازگشت به شرایط عادی باشد تا خود به عاملی برای قفل شدن بازار تبدیل نشود.

هنوز مشخص نیست معاملات بورس تهران چه زمانی آغاز خواهد شد، اما ابهامات پیرامون این موضوع، نگرانی‌های فعالان بازار و کارشناسان را به دنبال داشته است. در این میان، دیدگاه‌های متفاوتی میان کارشناسان درباره نحوه مدیریت معاملات مطرح شده است. در همین رابطه، فردین آقابزرگی، تحلیلگر بازارهای مالی در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» اظهار کرد: برای مهار هیجانات ابتدایی، لازم است دامنه نوسان موقتا محدودتر شود. به اعتقاد طرفداران این سناریو، کاهش دامنه نوسان از محدوده منفی ۳ درصد پیش از جنگ، به سطوحی مانند منفی یک درصد، به طور موقت می‌تواند از شکل‌گیری صف‌های فروش سنگین جلوگیری کرده و به بازار فرصت دهد تا اطلاعات جدید را به‌تدریج در قیمت‌ها منعکس کند.

اما در مقابل، طیفی دیگر از تحلیلگران با هرگونه دستکاری در سازوکار طبیعی بازار مخالف‌اند و معتقدند تغییر دامنه نوسان نه‌تنها کمکی به کنترل شرایط نمی‌کند، بلکه می‌تواند به قفل شدن معاملات و کاهش نقدشوندگی منجر شود. این گروه از فعالان بازار، تاکید می‌کنند که بازار باید مسیر تعادلی خود را بدون محدودیت‌های دستوری پیدا کند، حتی اگر این مسیر در کوتاه‌مدت با نوسانات شدید همراه باشد.در کنار این اختلاف‌نظر، برخی دیگر از کارشناسان نیز رویکردی میانه را پیشنهاد می‌کنند. به این معنا که در صورت اعمال محدودیت، این اقدام باید موقتی، شفاف و همراه با زمان‌بندی مشخص برای بازگشت به شرایط عادی باشد تا از ایجاد نااطمینانی بیشتر در میان فعالان بازار جلوگیری شود.

 محدودیت در فروش

در کنار دامنه نوسان، اعمال محدودیت بر حجم فروش برای هر کد معاملاتی نیز می‌تواند به کنترل هیجانات کمک کند. در شرایط بحرانی، برخی سرمایه‌گذاران به‌دلیل ترس، اقدام به فروش گسترده سهام خود می‌کنند که این موضوع می‌تواند به تشدید افت بازار و شاخص‌ها منجر شود. تعیین سقف فروش روزانه برای هر کد، می‌تواند از بروز فشار فروش یکباره جلوگیری کرده و روند تعدیل قیمت‌ها را تدریجی‌تر کند. 

فردین آقابزرگی، راهکار مهم دیگر برای بازگشایی بازار را «بازگشایی مرحله‌ای» عنوان کرد و گفت: در این سناریو، به‌جای آغاز همزمان معاملات در تمامی نمادها، بازگشت بازار به‌صورت تدریجی و با اولویت‌بندی صنایع و شرکت‌های بزرگ‌تر و دارای نقدشوندگی بالاتر انجام می‌شود. به این معنا که همه نمادها به‌طور همزمان وارد چرخه معاملات نشوند، بلکه ابتدا صنایع بزرگ‌تر و بنیادی‌تر با نقدشوندگی بالاتر بازگشایی شوند و سپس به‌تدریج سایر نمادها به بازار بازگردند. 

این رویکرد کمک می‌کند تا بازار در ابتدا بر روی نمادهایی متمرکز شود که از عمق بیشتری برخوردارند و امکان مدیریت نوسانات در آنها بیشتر است. البته این وضعیت نیز باید موقت باشد و همه نمادها در مسیر بازگشایی قرار بگیرند.

 نقش بازارگردان و مدیریت بحران

یکی دیگر از موضوعات مهم در زمان بازگشایی بازار در شرایط بحرانی، نقش بازارگردان‌ها و میزان اثرگذاری آنها بر حفظ تعادل معاملات است. در شرایط بحرانی، بازارگردان‌ها می‌توانند با تامین نقدشوندگی و کاهش فاصله بین قیمت‌های خرید و فروش، از تشکیل صف‌های سنگین جلوگیری کنند. تقویت منابع مالی بازارگردان‌ها و الزام آنها به ایفای نقش فعال‌تر، یکی از شروط موفقیت در بازگشایی کنترل‌شده بازار است.

از سویی، حضور هدفمند نهادهای حمایتی می‌تواند به‌عنوان ضربه‌گیرِ نوسانات شدید و فشار فروش در روزهای ابتدایی بازگشایی عمل کند. ورود منابع از سوی صندوق‌های تثبیت یا توسعه بازار، در روزهای نخست بازگشایی می‌تواند مانع از شکل‌گیری روندهای نزولی شدید شود. البته این حمایت‌ها باید هوشمندانه و به دور از مداخلات دستوری باشد تا به کارآیی بازار لطمه نزند. مدیریت جریان اطلاعات و شفاف‌سازی نیز از دیگر الزامات مهم است. در شرایطی که ابهام در وضعیت متغیرهای کلان اقتصادی و سیاسی وجود دارد، نبود اطلاعات دقیق می‌تواند به شایعات و رفتارهای هیجانی دامن بزند. ارائه گزارش‌های شفاف از وضعیت صنایع، میزان آسیب‌ها و چشم‌انداز متغیرهای کلان، به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا تصمیمات منطقی‌تری اتخاذ کنند. در کنار این موارد، کنترل اعتباردهی کارگزاری‌ها نیز اهمیت دارد. در دوره‌های پرریسک، استفاده بیش از حد از اعتبار می‌تواند نوسانات بازار را تشدید کند. بنابراین، اعمال محدودیت موقت بر اعطای اعتبار جدید یا بازنگری در نسبت‌های اعتباری، می‌تواند از افزایش ریسک سیستماتیک جلوگیری کند.

 واکنش متفاوت صنایع

در تکمیل راهکارهای بازگشایی بازار، برخی تحلیلگران بر این باورند که آثار بازگشایی بورس را باید در دو افق زمانی کوتاه‌مدت و بلندمدت نیز بررسی کرد، به‌ویژه از منظر واکنش صنایع مختلف و میزان اقبال احتمالی بازار به گروه‌های گوناگون. فردین آقابزرگی در ادامه گفت‌وگوی خود با بیان اینکه پاسخ به این پرسش در دو حالت قابل تحلیل است؛ اظهار کرد: یکی بازه کوتاه‌مدت و شوکی که همزمان به دنبال بازگشایی به بازار وارد می‌شود. در این فضا معمولا ذهنیت برخی فعالان بازار به سمت صنایعی مانند کالاهای اساسی، غذایی، دارویی، سیمان و برخی اقلام مصرفی ضروری می‌رود و این تصور شکل می‌گیرد که این گروه‌ها می‌توانند از شرایط موجود منتفع شوند یا دست‌کم وضعیت بهتری داشته باشند.

او افزود: در کوتاه‌مدت، این گروه‌ها بیشتر در معرض اقبال بازار قرار می‌گیرند و نوعی اثر روانی مثبت بر معاملات آنها ایجاد می‌شود. 

بنابراین ممکن است این گروه‌ها مانع از فروش گسترده شوند. به این معنا که حتی انتظارات مربوط به افزایش تقاضا برای کالاهای ضروری می‌تواند به رشد مقطعی قیمت سهام این شرکت‌ها منجر شود، حتی اگر در عمل ظرفیت تولید به همان سرعت افزایش پیدا نکند.

این کارشناس در ادامه با اشاره به افق بلندمدت بازار گفت: اما در نگاه میان‌مدت و بلندمدت، ماجرا متفاوت است. بسیاری از همین شرکت‌ها، حتی آنهایی که در ظاهر وابستگی کامل به داخل دارند، در عمل به واردات ماشین‌آلات، تجهیزات یا قطعات وابسته‌ هستند و همچنین بخشی از چرخه مالی و صادراتی آنها با محدودیت مواجه می‌شود.

او افزود: حتی در مواردی که مواد اولیه به‌طور کامل از داخل تامین می‌شود، اختلال در زنجیره تامین، صادرات یا بازگشت منابع ارزی می‌تواند جریان نقدی شرکت‌ها را با وقفه مواجه کند. به‌ویژه با توجه به محدودیت‌های احتمالی در مسیرهای مالی و تجاری که پیش‌تر عمدتا از طریق برخی کشورهای منطقه انجام می‌شد، این موضوع می‌تواند فشار مضاعفی بر شرکت‌ها وارد کند.

این کارشناس ادامه داد: بنابراین اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است گروه‌هایی مانند غذایی، دارویی، سیمانی و برخی صنایع مصرفی با اقبال بازار مواجه شوند، اما این اثر مقطعی است و در صورت تداوم شرایط منفی، اثرات بلندمدت الزاما به همان اندازه مثبت نخواهد بود.

او تاکید کرد: به هر روی بازگشایی بازار لزوما به معنای ریزش پایدار همه صنایع نیست. ممکن است در ابتدا یک موج روانی منفی در برخی سهام شکل بگیرد، اما در ادامه، واقعیت‌های مربوط به تولید، تامین مالی و تجارت خارجی تعیین کننده است.

 متغیرهای اثرگذار

تحلیل کارشناسان بازار سرمایه حاکی از آن است که بازگشایی موفق بازار سرمایه در شرایط بحرانی، نیازمند مجموعه‌ای از سیاست‌های کنترلی کوتاه‌مدت و اقدامات اعتمادساز است. اگرچه ابزارهایی مانند دامنه نوسان یا محدودیت فروش می‌توانند از شدت نوسانات بکاهند، اما آنچه در بلندمدت تعیین‌کننده است، کاهش سطح ابهامات کلان و بازگشت ثبات به متغیرهای اقتصادی و سیاسی خواهد بود. افزون بر این مساله سیاستگذار در حال حاضر با نگرانی از احتمال ریزش ناگهانی و شکل‌گیری صفوف فروش، در بازگشایی بازار احتیاط می‌کند. این در حالی است که استراتژی مذکور نمی‌تواند ادامه‌دار باشد و در نهایت، بازار ناگزیر از بازگشایی و بازگشت به چرخه معاملات است. تحلیلگران بر این باورند که بروز رفتارهای هیجانی و شکل‌گیری فشار فروش در روزهای ابتدایی بازگشایی بازار، امری طبیعی و تا حدی اجتناب‌ناپذیر است. بنابراین تا زمانی که این موج عرضه و تخلیه هیجان به‌طور کامل طی نشود، نمی‌توان انتظار بازگشت تعادل پایدار به معاملات را داشت.