معضل دسترسی به کدال در میان بحران اینترنتی
در باب خاموشی دادهها
از اواخر بهمنماه سال گذشته و همزمان با تشدید تنشها، محدودیتهای اینترنتی به سطحی بیسابقه رسید. گزارشهای نهادهای بینالمللی از تداوم اختلالات گسترده حکایت دارد؛ اختلالاتی که نهتنها ارتباطات عمومی، بلکه دسترسی به زیرساختهای حیاتی اقتصادی را نیز مختل کرده است. در این میان، کدال بهعنوان بستر رسمی افشای اطلاعات شرکتها، بیش از هر زمان دیگری در معرض آسیب قرار گرفته است. سامانهای که قرار بود «مرجع واحد اطلاعرسانی» باشد، حالا برای بسیاری از کاربران عملا غیرقابل استفاده شده است.
تاریکی در قاب موبایل
برای سرمایهگذاران، بهویژه فعالان خرد، آغاز روزهای معاملاتی همواره با مرور اطلاعیههای کدال همراه بوده است؛ از گزارشهای ماهانه و صورتهای مالی گرفته تا افشای اطلاعات بااهمیت. اما در شرایط فعلی، همین اقدام ساده به تجربهای فرسایشی تبدیل شده است. اختلال در بارگذاری صفحات، پیامهای خطای مکرر و قطعیهای پیدرپی، عملا جریان دسترسی به اطلاعات را مختل کرده است.
حتی کاربران حرفهای که از ابزارهای عبور از محدودیت استفاده میکنند نیز از کاهش شدید کیفیت اتصال سخن میگویند. بهنظر میرسد اختلالات زیرساختی در مسیرهای ارتباطی بینالمللی، دسترسی پایدار به سرورهای کدال را با مشکل مواجه کرده است. نتیجه آن، ایجاد شکافی جدی میان «انتشار اطلاعات» و «دسترسی به اطلاعات» است؛ شکافی که فلسفه وجودی شفافیت را زیر سوال میبرد.
بازگشت ناخواسته به گذشته
شرایط فعلی، یادآور دورانی است که اطلاعرسانی شرکتها از طریق روزنامههای کثیرالانتشار یا تماس با واحد امور سهام انجام میشد. در غیاب دسترسی موثر به کدال، برخی ناشران ناچار به استفاده از همین مسیرهای سنتی شدهاند. این در حالی است که بازار سرمایه طی دو دهه اخیر با هدف کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، به سمت تمرکز دادهها در بسترهای دیجیتال حرکت کرده بود.
بازگشت به روشهای سنتی، نهتنها کارآیی بازار را کاهش میدهد، بلکه ریسک سوءاستفاده اطلاعاتی را نیز افزایش میدهد. در بازاری که سرعت دسترسی به دادهها تعیینکننده است، هرگونه تاخیر یا عدم تقارن میتواند به زیان بخشی از سرمایهگذاران تمام شود. پرسش کلیدی اینجاست: آیا برای چنین شرایطی، سناریوی جایگزین از پیش طراحی شده بود؟
هزینههای پنهان یک اختلال آشکار
اختلال در دسترسی به اطلاعات، صرفا یک مشکل فنی نیست، بلکه تبعات اقتصادی قابلتوجهی به همراه دارد. برآوردها نشان میدهد ادامه محدودیتهای اینترنتی، بهطور روزانه هزینههای سنگینی به کسبوکارها و فعالان اقتصادی تحمیل میکند. در بازار سرمایه نیز این هزینه به شکل کاهش شفافیت، افت نقدشوندگی و افزایش رفتارهای هیجانی بروز مییابد. در نبود دسترسی برابر به اطلاعات، برخی بازیگران بازار ممکن است به منابع جایگزین دسترسی پیدا کنند، درحالیکه سرمایهگذاران خرد عملا از چرخه تصمیمگیری حذف میشوند. این موضوع میتواند به تضعیف اعتماد عمومی به بازار سرمایه منجر شود؛ اعتمادی که بازسازی آن حتی در شرایط عادی نیز فرآیندی زمانبر است. از منظر فنی، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که سامانهای با اهمیت کدال باید دارای زیرساختهای پشتیبان و مسیرهای دسترسی اضطراری باشد. طراحی نسخههای سبک، سرورهای آینهای (Mirror) در داخل کشور، یا حتی ارائه اطلاعیهها از طریق کانالهای جایگزین مانند پیامک یا APIهای عمومی، از جمله راهکارهایی است که میتوانست بخشی از این خلأ را جبران کند. با این حال، بهنظر میرسد چنین تمهیداتی یا از پیش پیشبینینشده یا به مرحله اجرا نرسیده است.
معمای بازگشایی معاملات
در میان این آشفتگی، موضوعی که نگرانیها را دوچندان میکند، ابهام در بازگشایی رسمی معاملات بازار سهام است. حجتاله صیدی، رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار، پیش از این اعلام کرده بود که طبق سناریوهای تعریفشده، تنها در شرایطی امکان بازگشایی معاملات اوراق بازار سهام وجود دارد که حداقل نیمی از شرکتهای حاضر در بازار، افشای اطلاعات حداقلی (منظور صورتهای مالی و اطلاعیههای بااهمیت) را انجام داده باشند. حال با توجه به اختلال گسترده در سامانه کدال و عدم دسترسی عموم به این اطلاعیهها، عملا تحقق این شرط درهالهای از ابهام قرار گرفته است. اگر نیمی از شرکتها نتوانند اطلاعات خود را منتشر کنند و سهامداران نیز به آن دسترسی نداشته باشند، آیا بازگشایی معاملات امکانپذیر خواهد بود؟ تا روشن نشدن تکلیف دسترسی به کدال، هرگونه تصمیم برای آغاز دوباره معاملات، میتواند بیاعتمادی را در بازار نهادینه کند.
کماکان در انتظار سامان
در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، بازگشت اعتماد به سازوکار اطلاعرسانی است. تجربههای گذشته نشان داده که بازار سرمایه بیش از هر عامل دیگری به شفافیت و دسترسی برابر به اطلاعات وابسته است. بدون این دو مؤلفه، حتی در صورت بهبود سایر شرایط، نمیتوان انتظار پایداری در روند بازار داشت.
اقتصاد ایران در هفتههای اخیر، علاوه بر چالشهای بیرونی، با نوعی «خاموشی اطلاعاتی» نیز مواجه شده است؛ خاموشیای که شاید در ظاهر کمهزینه به نظر برسد، اما در لایههای زیرین، جریان تصمیمسازی و اعتماد عمومی را تحت تاثیر قرار داده است. اکنون پرسش اصلی این است که آیا سیاستگذار بورس میتواند پیش از بازگشت کامل معاملات، برای احیای جریان آزاد اطلاعات نیز چارهای بیندیشد یا خیر.