کارشناسان بازار سرمایه شرایط شروعبه کار بورس را تشریح کردند
بازگشایی هوشمند بورس در شرایط جنگی
بازگشایی بازار در عصر ریسک
بازار سرمایه امروز درگیر یک دوگانه ساده نیست که «باز شود یا نشود»؛ مساله اصلی این است که در شرایطی که ریسک اصابت به زیرساختهای واقعی اقتصاد از فولاد و پتروشیمی تا انرژی و... افزایش یافته، چگونه باید آن را بازگشایی کرد. توقف معاملات شاید در کوتاهمدت بهعنوان ابزار مدیریت شوک قابل دفاع باشد، اما در میانمدت، به تعلیق کارکرد اصلی بازار یعنی نقدشوندگی منجر میشود و بازاری که نقدشوندگی نداشته باشد، عملا بخشی از ماهیت خود را از دست داده است.
در چنین شرایطی، نگاه یکپارچه به کل بازار، خطای سیاستی است. واقعیت این است که بازار امروز چندلایه شده است: یک لایه شامل ابزارهای کمریسک و با درآمد ثابت که عملا هماکنون فعال هستند؛ لایه دوم شامل شرکتهایی که ریسک آنها بیشتر مالی و انتظاری است و لایه سوم، صنایع پیشران اما در معرض ریسک مستقیم زیرساختی مانند فولاد، پتروشیمی و پالایش. بازگشایی این سه لایه با یک منطق واحد، به معنای آزادسازی یک شوک قیمتی کنترلنشده خواهد بود.
راهحل، بازگشایی مرحلهای و هوشمند است، نه بازگشایی کامل در شرایط فعلی. ابتدا باید مسیر نقدشوندگی در ابزارهای کمریسک تثبیت شود، سپس بهصورت کنترلشده، صنایعی که اتصال کمتری به ریسک جنگ دارند وارد مدار معاملات شوند. اما مهمتر از همه، باید به یک سوال اساسی پاسخ داد: سهامداری که امروز برای نیاز روزمره خود به نقدینگی نیاز دارد، چگونه باید به دارایی خود دسترسی پیدا کند؟
در این نقطه، طراحی یک «پنجره نقدشوندگی هدفمند» ضروری است. بهعنوان مثال، میتوان برای سهامداران خرد مثلا دارندگان پرتفوی کمتر از ۱۰۰ الی ۲۰۰میلیون تومان امکان فروش محدود بخشی از دارایی را فراهم کرد؛ آن هم در دامنه نوسان کنترلشده و با حضور نهادهای حمایتی بهعنوان خریدار نهایی. این رویکرد هم نیاز فوری مردم را پاسخ میدهد، هم از هجوم فروش سنگین جلوگیری میکند و هم فرآیند کشف قیمت را بهصورت تدریجی مدیریت میکند.
حتی میتوان این مدل را یک گام جلوتر برد و بهجای فروش مستقیم در بازار، مکانیسم «بازخرید اضطراری» از طریق نهادهای واسط را طراحی کرد؛ بهگونهای که داراییهای خرد با یک ارزشگذاری محافظهکارانه خریداری شده و فروش آنها به زمان بازگشایی کامل بازار منتقل شود. این کار عملا فشار عرضه را از تابلوی اصلی جدا میکند و اجازه میدهد بازار بدون شوک روانی به تعادل برسد.
جمعبندی این است: نه بازگشایی کامل در این شرایط منطقی است و نه انسداد کامل قابل دفاع. راهحل، طراحی یک بازار چندسطحی است که در آن، حداقل دسترسی مردم به داراییشان حفظ شود، بدون آنکه بازار در برابر شوک زیرساختی رها شود. در غیر این صورت، مسأله فقط افت شاخص نخواهد بود؛ بلکه تضعیف اعتماد و کارکرد نهادی بازار سرمایه خواهد بود؛ چیزی که بازسازی آن بهمراتب دشوارتر از بازگرداندن قیمتها است.
* کارشناس بازار سرمایه
بازگشایی مرحلهای با اولویت صنایع کمریسک
در شرایط جنگی فعلی، بازار سرمایه ایران با اختلال در کشف قیمت و نقدشوندگی مواجه است؛ حتی باز بودن بازار میتواند رفتارهای هیجانی و زیان گسترده ایجاد کند. بنابراین، توقف یا بازگشایی کنترلشده، تصمیمی سیاستی برای حفظ اعتماد عمومی محسوب میشود.
بازگشایی بازار باید محدود به صنایعی باشد که سه ویژگی کلیدی دارند: تداوم عملیات، وابستگی کم به ارز و صادرات و تقاضای پایدار داخلی. در این چارچوب، صنایع غذایی و کالاهای اساسی به دلیل مصرف روزمره و گردش نقدی مستمر گزینههای کمریسک هستند. صنایع دارویی به دلیل اولویت تامین و حمایت حاکمیتی و بانکیها به عنوان ابزار مدیریت نقدینگی، دیگر بخشهای مناسب برای بازگشایی محسوب میشوند. در مقابل، صنایع سرمایهبر یا صادراتمحور مانند فلزات و پتروشیمی به دلیل اختلال در لجستیک، انرژی و بازارهای خارجی در اولویت بازگشایی قرار ندارند. مساله اصلی بازار، عدم توازن عرضه و تقاضاست که منجر به صفهای فروش و قفل نقدشوندگی میشود. یک راهکار عملی شامل تقسیم نقدشوندگی بر اساس سقف سرمایه است:
مثلا تا ۲۰میلیون تومان: امکان فروش روزانه با پشتوانه خرید بازارگردانها و ورود موقت دولت یا صندوق تثبیت بهعنوان خریدار نهایی.
سطوح میانی: فروش سهمیهای هفتگی با حمایت محدود نهادهای حاکمیتی در مواقع فشار.
سطوح بالاتر: عرضه در حراجهای دورهای با تعیین کف تقاضا توسط منابع دولتی.
این سازوکار، همراه با ابزارهایی مانند دامنه نوسان و مدیریت جریان نقدینگی، فشار فروش را تعدیل کرده و دسترسی سرمایهگذاران خرد به نقدینگی را تضمین میکند.
در چنین شرایطی، بازار سرمایه باید بهصورت موقت به یک بازار کنترلشده با تمرکز بر نقدشوندگی هدفمند تبدیل شود؛ یعنی بازگشایی محدود و همزمان ایجاد مسیر دسترسی واقعی برای سرمایههای کوچک. بدون این دو، بازگشایی بازار به تنهایی منجر به تشدید بیاعتمادی و تداوم قفل معاملاتی خواهد شد.
* کارشناس بازار سرمایه
تابآوری صنایع در بحران
در شرایط فعلی، این پرسش مطرح است که کدام صنایع در بازار سرمایه از قابلیت بازگشایی و تداوم فعالیت بیشتری برخوردارند و دلایل آن چیست. با توجه به وضعیت موجود، به نظر میرسد صنایعی که وابستگی کمتری به زیرساختهای فیزیکی دارند و تولیدات آنها ماهیت غیرملموس (خدماتی یا دیجیتال) دارد، در برابر ریسکهای ناشی از آسیب به زیرساختها مقاومتر هستند. همچنین، صنعت بانکداری با توجه به اینکه بخش قابلتوجهی از نقدینگی جامعه در قالب سپردههای بانکی و صندوقهای درآمد ثابت متمرکز شده، در مقایسه با سایر صنایع از ثبات نسبی بیشتری برخوردار است. از سوی دیگر، در شرایطی که بازار سرمایه با محدودیت یا توقف معاملات مواجه است، یکی از چالشهای اصلی، عدم دسترسی سرمایهگذاران به منابع مالی خود به دلیل عدم امکان فروش داراییهاست. در این راستا، میتوان راهکارهایی را برای بهبود نقدشوندگی غیرمستقیم داراییها در نظر گرفت. به عنوان پیشنهاد، سازمان بورس با همکاری بانک مرکزی میتواند سازوکاری طراحی کند که بر اساس آن، دارایی سهامداران (اعم از حقیقی و حقوقی) به عنوان وثیقه مورد پذیرش قرار گیرد و درصدی از ارزش روز پرتفوی آنها (مثلا بین ۲۰ تا ۵۰ درصد) در قالب تسهیلات در اختیارشان قرار گیرد. این اقدام میتواند به سرمایهگذاران کمک کند تا در شرایط بحرانی، بدون نیاز به فروش داراییهای خود، به بخشی از نقدینگی مورد نیاز دسترسی پیدا کنند. اجرای چنین الگویی علاوه بر کاهش فشار فروش در زمان بازگشایی بازار، میتواند به حفظ ثبات بازار سرمایه و افزایش اعتماد عمومی نیز کمک کند.
* کارشناس بازار سرمایه
بازگشایی مشروط بورس
با گذشت بیش از یک ماه از بسته شدن بازار، ریسک نقدینگی و نیاز نقدینگی بین سهامداران و سرمایهگذاران بیش از پیش دیده میشود. ریسکهای ناشی از آثار جنگ در حال تجمیع هستند. اما دو گروه سرمایهگذاران بایستی امکان فروش داشته باشند. گروه اول افرادی که اعتبار دارند و گروه دوم افرادی که نیاز به نقدینگی دارند. از سوی دیگر صندوق توسعه و تثبیت در اوج بازار ۲۰ تا ۳۰ همت نقد کردهاند و توانایی حمایت دارند. البته به نظر دو برابر این برای تعادل نسبی نیاز است که میتوان خط اعتباری از بانک مرکزی و صندوق توسعه ملی و بانکها دریافت کرد. بازگشایی در اوایل اردیبهشت ۱۴۰۵ و با سقف سفارش و فروش روزانه چند ۱۰میلیون تومان برای هر کد پیشنهاد میشود. در عین حال باید برای کاهش هیجان بازار، دامنه نوسان محدود و لات معاملات کوچک شود و حدود ۱۰میلیون تومان باشد. همچنین در خصوص صندوقهای اهرمی بایستی تدابیر اندیشیده شود چرا که در بازگشایی پس از جنگ ۱۲ روزه، فشار فروش اهرمیها بازار را به شدت بازار را تحتالشعاع قرار داد. هر چند صنایع بزرگ آسیب دیده و هلدینگهای آنها بایستی تا پایان جنگ و رفع ابهام تعلیق شوند، تعداد زیادی از شرکتهای کوچک و متوسط آسیب خاصی ندیدند و امکان بازگشایی دارند. در مجموع پیشنهاد میشود که براساس نظرات کلی فعالان بازار، لحاظ نیاز نقدینگی بازگشایی نمادهای کوچک و تعلیق نمادهای آسیبدیده، با اصلاح زیرساختها مانند دامنه محدود و محدودیت ریالی فروش برای هر کد با تزریق نقدینگی ۳۰ تا ۵۰ همت از سوی نهادهای حمایتی در اوایل اردیبهشت بازگشایی صورت گیرد. بدون برنامهریزی و آمادگی قبلی و تجهیز منابع، بازگشایی خطرناکتر از عدم بازگشایی است.
* کارشناس بازار سرمایه
تعلیق بورس در ابهام جنگی
برای تحلیل، قیمتگذاری و معامله در بازار سرمایه، باید دادههایی داشت راجع به شرکت و عملیات آن که با استفاده از این دادهها بتوان شرکت را ارزشگذاری کرد.
در این برهه اساسا امکان این موضوع برای بخش بزرگی از صنعت از بین رفته است، برخی از شرکتهای بالادستی با تخریب ناشی از جنگ روبهرو شدند و باقی آنها هم مشکل جدی در تولید دست و پنجه نرم میکنند.
عملا در شرایط پیش رو خیلی نمیتوان به سادگی تصمیمی برای بازگشایی هیچ بخشی از بازار را گرفت چرا که ادامه فعالیت تقریبا تمامی شرکتهای تولیدی بازار سرمایه در ابهام است، بازه این ابهام از کاهش در مقدار تولید و فروش تا تعطیلی موقت شرکت است. لذا در این برهه که دادهها هر لحظه در حال تغییر هستند، امکان ارزشگذاری بر روی این داراییها اساسا وجود ندارد پس بهتر است که بازار سرمایه تا کمی مشخصتر شدن شرایط بازگشایی نشود.
اما این وسط سوالی پیش میآید که برای بازگشت نقدشوندگی به بازار چه باید کرد، در این شرایط تنها چیزی که به ذهن میرسد حراجهایی با دامنه بازتر نسبت به دامنه نوسان(به طور مثال حراج با دامنه ۵۰+-درصد) و حجم مبنای بسیار بالا است، برای شرکت در این حراج هم بهتر است محدودیتی برای سرمایهگذاران در نظر گرفته شود(مثلا سقف سفارش فروش هر کد حقیقی یکمیلیارد تومان و هر کد حقوقی ۵میلیارد تومان) این مکانیسم به سرمایهگذاران اجازه میدهد که تا حدی در کوتاهمدت به منابع خود دسترسی پیدا کنند.
* کارشناس بازار سرمایه
چهار راهکار آزادسازی سرمایه از بورس در شرایط جنگی
در فضای فعلی که بازار سهام تعطیل است و در حال دست و پنجه نرم کردن با جنگ تحمیلی هستیم، نباید دنبال «صنعت خوب» باشیم، بلکه باید دنبال «کمتر بد» گشت.
به نظر میرسد صنایعی همچون غذایی، زراعت و شرکتهای پخش وابستگی کمتری به صادرات دارند، کمتر هدف مستقیم حملات هستند و تقاضای داخلیشان در بحران حفظ میشود. پس در نتیجه آسیب کمتری خواهند دید؛ همچنین صنایع ریالی (تورممحور) مثل بانکها و بیمهها در بلندمدت از تورم منتفع میشوند، اما در کوتاهمدت ممکن است با بحران نقدینگی یا مطالبات معوق مواجه شوند.
خدمات و برخی شرکتهای فناوری
هم در صورتی که زیرساختها (اینترنت، برق) پایدار بماند، میتوانند دوام بیشتری داشته باشند.
آیا میتوان راهکاری برای آزادسازی پول ارائه داد؟ بله، چند الگوی قابل تصور وجود دارد که در برخی کشورها یا بحرانها تجربه شدهاند: بازگشایی محدود برای سهامداران خرد میتواند اجازه فروش تا سقف ۲۰ یا ۵۰میلیون تومان و فقط برای کدهای حقیقی کوچک باشد.
همچنین مزیت آن کمک فوری به معیشت خواهد بود و اما ریسک موجود ایجاد صف فروش سنگین است. ورود خریدار حمایتی (صندوق تثبیت یا دولت)هم موثر بوده است.
در این مدل یک نهاد دولتی خریدار سهام خرد میشود و نقدینگی به بازار تزریق میکند. مزیت آن کنترل ریزش بورس خواهد بود و چالش آن میتواند نیاز به منابع مالی بزرگ باشد.
پرداخت علیالحساب به سهامداران مدل دیگری خواهد بود؛ یعنی بر اساس ارزش پرتفوی، مبلغی به افراد پرداخت و بعدا با بازگشایی بازار تسویه میشود.
مزیت کاهش فشار فوری و چالش آن پیچیدگی اجرایی و ریسک محاسبات خواهد بود. بازگشایی مرحلهای بازار سرمایه هم چهارمین نوع دیگر خواهد بود. مثلا:
صندوقها - نمادهای کمریسک و کل بازار؛ این روش کمک خواهد کرد تا شوک بازار کنترل شود.
* صاحبنظر بازار سهام