شبکههای اجتماعی از همان لحظه آغاز معاملات، حس و بوی پیشبینی را با خود دارند. تیتر اخبار صبحگاهی بازار همیشه نوید پیشبینی میدهد؛ تیترهایی که فریاد میزنند: «طلا تا دهمیلیون یا پانزدهمیلیون میرسد!» و در کانالهای تلگرامی، سیگنالها یکی پس از دیگری منتشر میشوند.
بازارهای مالی، بیش از هر عرصه دیگری، درگیر وسوسه دانستن آیندهاند. هر روز انبوهی از تحلیلگران، سیگنالفروشها و چهرههای رسانهای با اعتمادبهنفس اعلام میکنند که مسیر قیمتها را میدانند؛ که میتوانند از دل پیچیدگیها نظم بیرون بکشند و «نقطه ورود و خروج درست» را بیابند. این میل جمعی به پیشبینی، ریشه در روان انسان دارد، در ترسی که از ابهام، تصادف و نادانی درون ما میجوشد.
برندگان نوبل اقتصاد جوئل موکیر از آمریکا، فیلیپ آگیون اقتصاددان فرانسویزبان و استاد مدرسه اقتصاد لندن، و پیترهاویت اقتصاددان کانادایی و استاد دانشگاه براون آمریکا بودند. تحلیلگران تصور میکنند احتمالا امسال داوران جایزه نوبل، مختصات متفاوتی برای اعطای نشان نوبل به اقتصاددانان در نظر داشتهاند.
امروز جایزه نوبل اقتصاد به جوئل موکیر، فیلیپ آگیون و پیتر هاویت تعلق گرفت. این سه اقتصاددان به دلیل پژوهشهایشان در زمینه رشد اقتصادی، بهویژه مرتبط با فناوری مورد تقدیر قرار گرفتند. همه آنها مدتی در فهرست کوتاه نوبل بودهاند، بهویژه آگیون و هاویت که مدل آنها به بخشی از کتابهای درسی اقتصاد تبدیل شده است.
در میان برندگان امروز جایزه نوبل اقتصاد، نام جوئل موکیر، استاد دانشگاه نورثوسترن، بیش از هر کس دیگر میدرخشد؛ پژوهشگری که نامش با ایده «نقش محوری نوآوری در رشد اقتصادی مدرن» پیوندی جداییناپذیر دارد. این ایده همان بهبود تدریجی، مداوم و بیسابقه سطح زندگی آحاد اقتصادی است که نخست بریتانیا و سپس کشور به کشور، در چند قرن اخیر تجربه شده است.
در برخی سالها، داوران برای ارزیابی و برگزیدن جایزههای نوبل اقتصاد انتخابهای خوبی دارند؛ در سالهایی دیگر، انتخابی بد و گاهی، انتخابی واقعا درخشان. امسال از آن سالهای درخشان است.
نرخ رشد اقتصادی کشور بعد از چهارسالونیم منفی شد. بنا بر دادههای مرکز آمار ایران، نرخ رشد اقتصادی فصل نخست سال ۱۴۰۴، نسبت به فصل مشابه سال قبل، برابر با منفی ۰.۱درصد بوده است.
اقتصاد ایران به ماشینی فرسوده تبدیل شده است؛ ماشینی که زمانی نیروی محرکهاش درآمدهای نفتی بود و میتوانست با تکیه بر آن حرکت کند، اما اکنون دیگر این درآمدها توان پیشبردن آن را در مسافتهای طولانی ندارند.
این روزها کمتر کسی است که از شرایط نامطلوب اقتصادی گلهمند نباشد. کافی است یک روز در شهر به گردش درآییم. مواجهه با هر صاحب کسبوکاری همراه با ابراز ناراحتی از شرایط رکودی پیشآمده بهویژه پس از حمله اسرائیل به ایران است. با هر دوست، آشنا، متخصص، استاد دانشگاه، کارمند، کارگری که صحبت میکنی، بحث به فشار اقتصادی و سخت شدن شرایط زندگی بهویژه پس از جنگ میانجامد.
در سالهای اخیر، رشد اقتصادی منفی در ایران به یکی از مهمترین دغدغههای سیاستگذاران، فعالان اقتصادی و عموم مردم تبدیل شده است. تحلیلهای رایج، معمولا دو عامل اصلی را در صدر دلایل این رکود قرار میدهند: تحریمهای بینالمللی و کاهش صادرات نفت.