وقتی آموزش آنلاین، «آفلاین» از آب درآمد | مدارس و دانشگاه در برزخِ آنلاین و آفلاین | هزینهها پرداخت شد، آموزش نصفه ماند
به گزارش اقتصادنیوز، سال ۱۴۰۴ برای بسیاری از خانوادهها با یک چرخه تکراری به پایان رسید؛ چرخهای از تعطیلی، بلاتکلیفی و بازگشت به آموزشهای نیمبند آنلاین.
در حالی که تازه اینترنت بینالملل پس از هفتهها محدودیت به وضعیت نسبتاً پایدارتری رسیده بود، از نهم اسفند، با آغاز جنگ، روند آموزش بار دیگر متوقف شد. مدارس، دانشگاهها و آموزشگاهها برای مدتی تعطیل شدند و پس از آن، تصمیم بر آن شد که کلاسها بهصورت آنلاین و «با همان کیفیت» از سر گرفته شوند.
در حالی که مدارس و دانشگاهها تا پایان سال آنلاین شدهاند، خانوادهها و دانشجویان از سوخت شدن هزینه غذا، سرویس و شهریههای میلیونی میگویند؛ آموزش نیمهکاره، پرداخت کامل.
اما آنچه در عمل رخ داد، روایت دیگری داشت؛ روایتی که میان وعدهها و تجربه زیسته دانشآموزان و دانشجویان شکافی عمیق ایجاد کرده است.
آموزش ضبط شده بهجای کلاس آنلاین
در مدارس، آنچه بهعنوان آموزش آنلاین معرفی شد، در بسیاری از موارد چیزی جز فایلهای ضبط شده نبود. کلاسهایی که قرار بود جایگزین تعامل زنده شوند، به ویدئوهایی از پیش آماده تبدیل شدند که دانشآموزان تنها امکان تماشای آنها را داشتند.
ساعات محدودی برای رفع اشکال تعیین شد و دانشآموزان موظف بودند تکالیف خود را در همان روز در سامانهها بارگذاری کنند. اما آنچه در این میان از دست رفت، «رابطه» بود؛ رابطهای که پیشتر میان معلم و دانشآموز شکل میگرفت و اکنون جای خود را به ارتباطی یکسویه داده است.
یکی از مادران در اینباره میگوید فرزندش ساعتها مقابل صفحه نمایش مینشیند، اما در پایان روز، نمیتوان تشخیص داد چه میزان از مطالب را آموخته است. به گفته او، نگرانی اصلی نه صرفاً افت کیفیت، بلکه نامشخص بودن وضعیت یادگیری است؛ اینکه «نمیدانیم بچهها چه میفهمند و چه از دست میدهند.»
اضطرابی که به برنامه درسی اضافه شد
در سوی دیگر، دانشآموزان نیز روایت متفاوتی دارند. برای آنان، مسئله فقط کیفیت پایین آموزش نیست، بلکه اضطرابی است که بهطور مداوم بر آن افزوده میشود.
دانشآموزی که خود را برای امتحانات آماده میکند، در شرایطی قرار گرفته که نمیداند آیا آموزش دریافتشده برای ارزیابیها کافی است یا خیر. او از ترس مواجهه با آزمونهایی میگوید که بر مبنای محتوایی برگزار میشوند که شاید هرگز بهدرستی آموزش داده نشده است.
در چنین فضایی، آموزش نهتنها کارکرد اصلی خود را از دست داده، بلکه به منبعی برای اضطراب دائمی دانش آموزان تبدیل شده است.
اقتصادنیوز:نسل جوان و نوجوان ایران که تجربه مستقیمی از جنگ ندارد، حالا ناگهان خود را در فضایی میبیند که بوی نااطمینانی میدهد. نسلی که جنگ را بیشتر در کتابهای تاریخ یا روایتهای پدر و مادر شنیده بود، اکنون باید با نوعی زیست در سایه آن کنار بیاید.
دانشگاهها؛ بینظمی در سطحی دیگر
اگرچه وضعیت مدارس نگرانکننده است، اما روایتها از دانشگاهها، بهویژه دانشگاههای آزاد، تصویر پیچیدهتری را نشان میدهد.
در برخی دانشگاههای دولتی، با وجود دسترسی نسبی به اینترنت، امکان حضور فیزیکی بهطور کامل فراهم نشده و آموزش همچنان در وضعیت نیمهحضوری یا آنلاین باقی مانده است. در برخی دیگر از دانشگاهها نیز به اساتید توصیه شده صرفاً محتوای درسی را ضبط کرده و در سامانهها بارگذاری کنند.
اما در دانشگاههای آزاد، بینظمیها ابعاد گستردهتری پیدا کرده است. دانشجویان از مواردی سخن میگویند که در آن، اساتیدی غیر از آنچه در زمان انتخاب واحد ثبت شده بودند، کلاسها را برگزار کردهاند بدون آنکه توافقی با دانشجو انجام شود یا حتی نظر دانشجو هم مد نظر قرار بگیرد. در مواردی دیگر، کلاسها از طریق اپلیکیشنهایی برگزار شده که بهدلیل تحریمها و محدودیتهای اینترنتی، دسترسی به آنها عملاً ممکن نبوده است.
برخی دانشجویان نیز از برخوردهایی گلایه دارند که در آن، مسئولیت شرایط بهطور کامل از سوی اساتید نادیده گرفته شده و حتی تهدید به حذف در صورت عدم حضور مطرح شده است.
کلاسهایی که هرگز برگزار نشدند
در میان این روایتها، نمونههایی نیز وجود دارد که نشان میدهد اساساً کلاسی برگزار نشده است. دانشجویی روایت میکند که استاد، بدون اطلاع قبلی، گروهی ایجاد کرده و مجموعهای از فایلهای صوتی و تصویری را ارسال کرده و اعلام کرده است که امتحان صرفاً از همین محتوا خواهد بود.
این در حالی است که زمان رسمی کلاسها یا خالی مانده یا بهطور کامل نادیده گرفته شده است.
چنین تجربههایی، بیش از آنکه نشاندهنده ضعف زیرساخت باشد، به نوعی از بینظارتی و فقدان پاسخگویی اشاره دارد.
استثناهایی که قاعده را تغییر نمیدهند
در این میان، نمیتوان از اساتیدی چشمپوشی کرد که همچنان بهصورت منظم کلاسهای خود را برگزار میکنند، جزوه ارائه میدهند و تلاش میکنند مسیر یادگیری را برای دانشجویان و دانشآموزان هموار نگه دارند.
اما حتی در این موارد نیز، خود اساتید اذعان دارند که کیفیت آموزش بهدلیل شرایط موجود، بهطور محسوسی کاهش یافته است. آموزش در بهترین حالت، نصفه پیش میرود؛ نه بهطور کامل آنلاین است و نه امکان بهرهگیری از ظرفیتهای آموزش حضوری را دارد.
هزینههایی که بازنمیگردند
در کنار تمام این مسائل، موضوعی که بیش از پیش مورد اعتراض خانوادهها و دانشجویان قرار گرفته، مسئله هزینههاست.
از شهریههای مدارس غیرانتفاعی و کلاسهای فوقبرنامه گرفته تا هزینههای سرویس، تغذیه و شهریه دانشگاهها، مبالغ قابلتوجهی پرداخت شده است؛ آن هم برای خدماتی که یا ارائه نشدهاند یا با کیفیتی بسیار پایینتر از حد انتظار عرضه شدهاند.
با این حال، بر اساس تصمیمات اتخاذشده، بازگشت این هزینهها در دستور کار قرار ندارد. این در حالی است که برای بسیاری از خانوادهها، مسئله صرفاً پول نیست، بلکه تناسب میان هزینه پرداختی و کیفیت خدمات دریافتی است؛ تناسبی که اکنون بهشدت زیر سؤال رفته است.
مقایسهای که به ضرر امروز تمام میشود
جالب آنکه بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان، تجربه دوران کرونا را با وضعیت فعلی مقایسه میکنند و معتقدند که شرایط آن زمان، با وجود تمامی محدودیتها، بهمراتب سامانیافتهتر بود.
در آن دوره، اینترنت پایدارتر بود، پلتفرمها در دسترس قرار داشتند و کلاسهای آنلاین بهصورت واقعی و تعاملی برگزار میشدند.
اما اکنون، علاوه بر ضعف زیرساخت، محدودیتهای دسترسی به شبکههای بینالمللی و اختلال در ارتباطات، شرایط را پیچیدهتر کرده است.
اقتصادنیوز:به اعتقاد حامد بیدی،کنشگر حوزه اینترنت و فضای مجازی، اینترنت در ایران دیگر یک زیرساخت دائمی نیست؛ بلکه به یک امتیاز موقتی و قابل قطع تبدیل شده است.
پشت پرده یک تصمیم؛ ادامه دادن به هر شکل ممکن
پرسش اصلی اما همچنان پابرجاست: «چرا با وجود این حجم از نارضایتی، تصمیمی برای جبران هزینهها یا اصلاح روندها اتخاذ نمیشود؟»
پاسخ به این پرسش را باید در ترکیبی از عوامل جستوجو کرد؛ از فشارهای اقتصادی بر نهادهای آموزشی گرفته تا نبود سازوکارهای نظارتی مؤثر و همچنین تلاش برای حفظ ظاهری از تداوم آموزش، حتی به بهای افت شدید کیفیت آن.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد که ادامه دادن به هر شکل ممکن، جایگزین درست انجام دادن شده است.
سال تحصیلی برای بسیاری از دانشآموزان و دانشجویان، نه با یادگیری، بلکه با تردید به پایان میرسد؛ تردیدی درباره آنچه آموختهاند و آنچه از دست دادهاند.
در میان این همه فایل ضبط شده، کلاسهای نیمهتعطیل و هزینههای بیپاسخ، شاید آنچه بیش از همه نادیده گرفته شده، خودِ آموزش است؛ همان چیزی که قرار بود در مرکز تمام این تصمیمها قرار داشته باشد، اما اکنون در حاشیهای مبهم و بیصدا باقی مانده است.
ارسال نظر